۰•●کـاغـذ سفــید●•۰

هرچه تبر زدی مرا،زخم نشد جوانه شد..

حال من خوب است/نیست


حال من خوب است...

یعنی..

(حال تو خوب است)

ملالی نیست جز نبودن آغوشت..

باقی حرف ها..

باشد برای آن موقع..


خاطره:

فال حافظ


خدا؟!چرا هرچی بیشتر میدوم کمتر نتیجه میده؟!!!میگم حواست به ایین پایینا هست؟!خدا صدام نمیرسه این همه خداخدا کردم؟!!!ناامیدم نکن از صدا زدنت خدا:'(

  • ۶ پسندیدم:)
  • ۴ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • چهارشنبه ۲۶ خرداد ۹۵

    عباس رفت...(کمی خصوصی)

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    • بهارنارنج :)
    • سه شنبه ۲۵ خرداد ۹۵

    بغض نکن...


    بغضنکن مهربان...

    حال من خوب نیست..خراب است...خراب!

    اصلا توبگو من کجای این خراب شده بودم که توبغضکردی؟!

    مرا درهجوم بی رحمانه یغم هامگذار مهربان...

    نوشیدنجام زهرفاصله ها مرا بس نیست؟!

    ساختن با ایندللجباز و بهانه گیر برایم کافی نیست؟!

    قاتلمیشوم مهربان...

    به خدا بغض کنی اشک هایم را برمیدارم...

    می افتم به جان اینفاصله ها..

    ایندردهایلعنتی...

    این من..این دیوانه...

    خدا..

    خدا؟!

    بس نیست؟!حالمان را میبینی؟!!



  • ۵ پسندیدم:)
  • ۴ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • شنبه ۲۲ خرداد ۹۵

    خدا؟!


    خدا..

    همیشه دوست داشتم..

    ولی انگار توهیچوقت دوستم نداشتی..

    مهربونی..خییلییی..

    اما واسه من..



    +برای دردی که دچارش شدم این سالا وگفتم ازچشم خدا دورنمیمونه فحش هم خوردم:)

    ++خیلی وقته برام سواله خندیدن من به کجای این دنیا برمیخوره که به این سرعت همه همت میکنن زهره مارش  کنن؟!:)

    +++همین الان خبر بد بعدی:)مادر بزرگ آقا فوت شد:)میبینین سرعت؟!!!هه

    ++++برای شادی روحشون فاتحه لطفا:)



  • ۵ پسندیدم:)
  • ۵ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • شنبه ۲۲ خرداد ۹۵

    میفهمی؟!


    هستاااا...

    نمیگم نیست

    ولی نیست

    میفهمی چی میگم؟!!



  • ۷ پسندیدم:)
    • بهارنارنج :)
    • جمعه ۲۱ خرداد ۹۵

    درگیر توام




    هَـر سَحــر بُغـض و هَـر افْطـار خیالِ لَـــبِ تــــو 

    می شـوم سیـر , ولی پیــر , که درگیــرِ توْاَم

  • ۶ پسندیدم:)
  • ۳ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • چهارشنبه ۱۹ خرداد ۹۵

    ای کاش ها..





    دوباره شب شد..

    شروع شد ای کاش های من..



  • ۷ پسندیدم:)
    • بهارنارنج :)
    • جمعه ۱۴ خرداد ۹۵

    غرور


    خدایا...

    اگر غرور واسه آدما آفریدی ...

    تا باهاش دل کسایی که دوستشون دارن و بشکنن

    بشکن هرچی غروره!!

    :'(



  • ۱۱ پسندیدم:)
    • بهارنارنج :)
    • دوشنبه ۲۰ ارديبهشت ۹۵

    لال میشوی



    عجیب گاهی...

    لال میشوی...

    حتی برای گفتن یک کلمه...

  • ۱۲ پسندیدم:)
    • بهارنارنج :)
    • جمعه ۱۷ ارديبهشت ۹۵

    مغلوب


    می دانی...

    گاهی حتی حس لمس قلم هم نیست...

    آنقدر سردرگماحساستمیشوی که نمیدانی از کدامش بنویسی...

    ساعت ها میخندی..

    اما لحظه ای بعدبغضراه گلویت را میگیرد..

    حسی ناگهانی وجودت را میگیرد..

    می دانی..همیشه میگویم این حس های ناگهانی است که آدم رابیچارهمیکند...

    نمیتوانی به ازدحام ناگهانی این همهاحساسخو بگیری..

    درست در لحظه ای بند بند وجودت را فرا میگیرد..

    وآرامشدلت را رو به ویرانی میکشد..

    مثل وقتی که آرام نشسته ای و دردی ناگهانی قلبت را فرا میگرد...

    همان قدر ناگهانی...از دنیای حال بیرون می آیی

    چنان غرق یافتن اینحسمیشوی که به خود می آیی و میبینی ساعت ها گذشته..

    عجیب تر آنکه نمیدانی این ساعت ها در خیال چه گذشت؟؟

    این اشک ها...این لبخند ها..

    اصلا چه شد؟؟

    ناچار مدتی بعد به حال باز میگردی وفقط میفهمی...

    درست در شلوغیخیابان احساس...

    ساعت ها خیره به ازدحام بوده ای تا شاید برای لحظه ای ...

    حسی آشنا را شکار چشم های منتظرت کنی

    که تو را ساعت هاست به این حوالی کشانده است..

    اما می دانی..:)

    آدمی همیشهمغلوباین ساعت هاست:)



  • ۷ پسندیدم:)
  • ۵ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۹۵