۰•●کـاغـذ سفــید●•۰

هرچه تبر زدی مرا،زخم نشد جوانه شد..

بچه مال کیه؟!:))

1

استاد(خیلی استاد باحالیه)خطاب به یکی از پسرا:بچه انقد حرف نزن داری عصبانیم میکنی!!!

یکی ازپسرا:این بچه مال کیه؟!:)))

_یعنی اوف برتو


2

استاد:یکی از دلایل پایدار موندن زندگیا...

_استاد مهریه است!!!

استاد:|

_جدی میگم استاد از ترس مهریه است اگه مهریه نبود من خودم به شخصه۱۰تا زن طلاق داده بودم..والا استاد..بد وضعیه :|


3

استاد:تصورکنید یه دختر خوب رو همه ویژگی هاش خوب و متعادله خوش رفتاره..

ویه دختر که اخلاقش خوب نیست زود ازکوره درمیره حرف حرف خودشه..

خب کدوموانتخاب میکنید؟

پسرا:اولی

استاد:حالافکر کنید اولی زیاد از لحاظ مالی خوب نیست اما دومی ازخانواده پولداریه..

_راستش استاد الان که فکر میکنم میبینم ما اشتبا زدیم دومی بهتره

+راست میگه استاد اصلا زن بداخلاق نباشه که زن نیست..زن خوش اخلاق میخوایم چیکار؟!

*اصن استاد صدام حسین باشه پول داشته باشه من راضیم

_قربون داداش مبارکه خودم کت دامادیتو بپوشم واست

*مرسی داداش ان شاالله نفر بعدی خودتی..

استاد:

|:


+بازهم:دی

  • ۶ پسندیدم:)
  • ۱۴ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • سه شنبه ۱۸ آبان ۹۵

    رمز نپرسید

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    • بهارنارنج :)
    • دوشنبه ۱۷ آبان ۹۵

    روزنوشت

    امروز صبح نزدیک بود به سرنوشت اون دختر بیچاره ای که پارسال جلو دانشگاه مرد دچارشم..

    تو بزرگراه از کیفش چیزی افتاد وتا اومد برداره خوردزمین یه ماشین زد بهش و از روش رد شد..

    نزدیک چراغ از ماشین پیاده شدم اومدم رد شم چراغ سبز شده بود ماشینا دوربودن..

    یهو یه ماشین باسرعت پیداش شد..سه گام بلند کافی بود تا از خطر تصادف درامان باشم و از جلو ماشین برم کنار..

    اومدم تند حرکت کنم ورد شم ازجلوی ماشین که با برداشتن گام اول به شدت لیز خوردم و پخش زمین شدم..

    اصلا ندیدم ماشین چجوری ازکنارم رد شد..

    به خودم اومدم دیدم رسیدم اونطرف خیابون وکف دستم میسوزه ودانشجوها ریختن دورم..

    دختر سالمی؟

    خدابهت رحم کردم!

    جاییت درد نمیکنه؟

    ومن فقط یه لحظه همه چیز اومد جلوی چشمام..اتفاق تلخ جمعه..

    این چندروز..

    امروز صبح که یهو تصمیم گرفتم ست لی بپوشم و کفشای اسپرت لی بپوشم که کفشون صافه باعث شد لیز بخورم

    برعکس همیشه ایندفعه به چراغ سبز خوردم..

    ووقتی خوردم زمین..

    اگه راننده تغییر مسیر نمیداد سریع اولین برخورد برخورد سپرش با سرم بود باسرعت زیاد ودرمرحله بعد رد شدنش از روم..

    یه لحظه بود..

    اما ترس داشت حتی مرگش مرگ قشنگی نیست..



  • ۸ پسندیدم:)
  • ۱۱ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • دوشنبه ۱۷ آبان ۹۵

    مثل من؟!!





    هـرگز تـو هـم مــانـنــد مـــن آزار دیــدی؟
    یــار خــودت را از خــودت بــیــزار دیــدی؟

    آیــا تـو هـم هر پــرده ای را تا گشودی
    از چــار چــوب پـنـجـــره دیـــــوار دیــدی؟

    اصـلا بـبـیـنـم تـا بـه حـالا صـخــره بودی؟
    از زیـــر امــــواج آســـمـان را تــار دیدی؟

    نـام کـسی را در قـنـوتت گـــریـه کـردی؟
    از «آتـنـا» گـفـتن «عــذابَ النـّار» دیدی؟

    در پـشـت دیـوار ِحیاطی شعـر خوانـدی؟
    دل کـنـدن از یــک خــانه را دشـوار دیدی؟

    آیا تو هم با چشم ِ بـاز و خیس ِ از اشک
    خواب کسی را روز و شب بـیـدار دیدی؟

    رفتی مطب بی نسخه برگردی به خانه؟
    بیـمار بـودی مثل ِمن ؟ ، بیمار دیــدی؟؟ 




  • ۱۱ پسندیدم:)
  • ۱۳ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • يكشنبه ۱۶ آبان ۹۵

    به زانو در می آیی عاقبت..

    وضو میگیرم سجادمو میندازم..

    لامپارو خاموش میکنم..

    چادرنمازمو میکشم رو صورتم..

    خدایا نیومدم نماز بخونم..اومدم باهم حرف بزنیم..

    نیومدم بگم درستش کن..

    فقط بریدم..یه چی بگو یه راه جلو پام بزار خدا

    چشمم افتاد به قران..

    بازش کردم:ای پیامبر به آنچه به تو وحی شده عمل کن:نماز را به پا دار..

    سه رکعت نماز بغض میخوام الله اکبر..


    من جلوی 99درصد به زانو در اومدم..

    خدایا صبر..صبر..

    میلرزم و این کمترین تاثیر بعد یه عمر دویدن و به زانو در اومدنه...


    من از ماه صفر بیزارم....


  • ۱۶ پسندیدم:)
    • بهارنارنج :)
    • جمعه ۱۴ آبان ۹۵

    گلم؟!:))نمیگن لالی


    کلاس زبان شبا برداشتم بخاطر همین و اینکه تا دیروقته سرویس گرفتم.

    راننده یه دختر جوونه که از قضا فقط بامن خیلی رفیق شده جاتون خالی مغزمو پیاده میکنه کل مسیرو:|

    داشتیم میرفتیم یه ماشین بد میرفت نزدیک بود تصادف شه

    رانندهعجب خریه عین گاو صدا بز میدهX(گوسفند خر:|

    من از شدت خنده تو ماشین داشتم میمردم چسبیده بودم به در سرمو خم کرده بودم دلمو گرفته بودم که یهو

     یه دختره از اون یکی ماشین گفتکی به تو شناسنامه داده؟!!!!!

    این جا بود که من شهید شدم:)))

    گلم تو دهنتو ببند:)))

    گواهینامه منظورش بود:|

    :)))




  • ۱۳ پسندیدم:)
  • ۱۲ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • پنجشنبه ۱۳ آبان ۹۵

    روزنوشت

    1

    استاد:یکی از نشانه های جذابیت...

    یکی از آقایون که تپله:سیکس پک!!

    _تو داری؟!:)))

    +واسه اون ایر بکه:)))


    2

    یعنی سرکلاسای گرامرای ما باید ببینید صرف کردن فعلارو..نشستیدند..داشتن مینشستندند..


    3

  • ۱۱ پسندیدم:)
  • ۱۳ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • سه شنبه ۱۱ آبان ۹۵

    هدیه:)

    نیت کنید...

    از1تا496 یک عدد بگید:)

    براتون فال بگیرم:)

    بیت اول شعر مینویسم براتون بتونید شعرشو سرچ کنید ولی معنیش کامل مینویسم:)

  • ۸ پسندیدم:)
  • ۳۸ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • سه شنبه ۱۱ آبان ۹۵

    اجازه میدهی؟


    اجازه میدهی آرزویت کنم؟!

    من از خیر در آغوش گرفتنت گذشتم..


    Rad

  • ۶ پسندیدم:)
  • ۵ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • سه شنبه ۱۱ آبان ۹۵

    درباره ی من؟!(نخونید)

    انگار مناسب تر است "درباره ی من"را تغییر بدهم...

    این منم؟!

    نه نیستم..

    اصلا نیستم..

    عجیب است چطور میشود انقدر سریع خانه خراب شوی؟!

    چطور با این شتاب زندگی رنگ می بازد؟!

    این من من نیست.اصلا هیچ نیست..

    مدت هاست..

    دیگر هیچ نمانده..نه از من..نه از سال ها پیش...

    راستی خدا چقدر خوب میشود قبل از جنون..

    در گوشه ای از خیابان حادثه ای ناگهان این روح خسته را پر بدهد..

    تا عذاب این جهنم با جهنمی سوزان تر پایان نپذیرد...



    +نظرات بدون تاید و هیچ پاسخی نمایش داده میشوند..

  • ۵ پسندیدم:)
  • ۶ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • دوشنبه ۱۰ آبان ۹۵