۰•●کـاغـذ سفــید●•۰

هرچه تبر زدی مرا،زخم نشد جوانه شد..

دارم میام


دارم میام..

با یه سینه حرف..

قد یه عمر درد..

اگه زنده رسیدم.. میام حرم..

مستقیم صحن آزادی..

میام و میشینیم وزار میزنم واست..

حرفای همشونو بهت میگم..

میگم اذیتم کردن..

میگم دلخوشیی برام نزاشتن..

بهت میگم همه دنیامو آتیش زدن..میگم مرگ برام راحت تر بود..

میگم آرزوهام مردن..میگم دلم شکست..

میام..



+دلم شکسته..از حال خودم..بغضای مادرم..گریه های پنهونیش..نگرانی پدرم.. واین دنیا که بدجور لج کرده بادلم..

وقتی تک تک آرزوهام مردن..دیگه برای خودم زندگی نمیکنم..دیگه آرزو نمیکنم حتی..

فقط برای خوشحالی مادرم زندگی میکنم..ومهم نیست دل خودم چی بخواد..دیگه مهم نیست


  • ۸ پسندیدم:)
  • ۱۰ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • سه شنبه ۲ شهریور ۹۵

    حال من



    حال بدی دارم..

    انگار چراغ جادو در دست هایت باشد..

    وبدانی

    آرزوهایت هرگز براورده نمیشوند..

    با این حال هی آرزو کنی..


    +هرچی دلم خواست نشد:)

  • ۶ پسندیدم:)
  • ۱۲ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • يكشنبه ۳۱ مرداد ۹۵

    من ضعیف نیستم:(


    من ضعیف نیستم..

    فقط دلم نقطه ضعف بدیه..

    که همه باهاش شوخی میکنن..

    نیستی..

    واین دل..

    به جای نقطه ی قوت حکم  نقطه ضعفمه..

    یه ضعف بزرگ..واسه عذاب دادن من..

     

    +کاش میفهمیدم چه لذتیه تو دق دادن من:)که زمین و آسمون میباره برام

    همه دنیام شده دیوار..پر دیوارای سنگی..نمیکشن منو دردا همین دردای دلتنگی..





    دریافت

  • ۷ پسندیدم:)
  • ۱۳ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • شنبه ۳۰ مرداد ۹۵

    میشود؟؟


     

    می شود در همین لحظه

    از راه برسی و

    جوری مرا در آغوش بگیری

    که حتی عقربه ها هم...

    جرات نکنند

    از این لحظه عبور کنند؟؟؟

    و من به اندازه ی تمام روزهای

    کم بودنت

    تو را ببویم و

    در این زمان متوقف

    سالها در آغوشت زندگی کنم

    بی ترس فردا ها..



    +این کامل متن عکس پست قبل(الهه ناز)

     

  • ۹ پسندیدم:)
  • ۱۰ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • جمعه ۲۹ مرداد ۹۵

    الهه ی ناز...

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    • بهارنارنج :)
    • چهارشنبه ۲۷ مرداد ۹۵

    روابط عشق



    روابط عشق...

    حال خوبم با شنیدن صدا وخنده هایت رابطه مستقیم دارد..

    خنده لب هایم با نبودنت رابطه ی عکس...


    خاطره نوشت.. 

    جریان اتفاقای این چندوقت ونتیجه اون اتفاقاروتعریف میکنه و میگه خدا یه سختی هایی جلوت میزاره وبعد میبینی چقدربه نفعت شده همونی که خواستی شده..

    صدام مثل دلم میگیره میگم هوم اره:)

    +چرا بیحال شدی؟!

    _نه خوبم حالم خوبه:)

    +دیگه اگه من نفهمم صدات گرفته وبغض کردی که..

    _نه خوبم الان خوبم باور کن

    +الان خوبی؟!

    _اره

    +خب خدارو شکر..بابا بیحال نباش دیگه پس فردا که کنارهمیم میریم میگم آی مردم ما چه سختی هاوچه روزایی تحمل کردیم,تازه چهارتا هم میزاریم روش تعریف میکنیم:دی

    خندم میگیره و میخندم

    میگه:به چی میخندی خب؟!:دی

    _عجب ادمیه ها چهارتام میزاری روش تعریف میکنی؟:))

    +من نمیدونم این عجب ادمیه رو کی انداخته تو دهن تو:|خیلیم آدم خوبیم...خوب معلومه دیگه۴میزاریم روش میگیم میخوای تو ۴تا کم کن:|

    _:))نه خوبه..معلومه که خوبی منم تایید کردم:))


    +این و خیلی وقت پیش نوشته بودم اما نشد منتشر کنم...دیگه امروز اومدم کافینت این پست گذاشتم:)خداروشکر اوضاع فعلا خوبه...



  • ۹ پسندیدم:)
  • ۱۲ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • يكشنبه ۲۴ مرداد ۹۵

    تر ترین ها:|(بلاگر تاپ کپی شده از نسخهpro)


    پیرو باقی دوستان و به پیشنهاد بانوLady cyan



    مهربان ترین هااینجا همه مهربونن همه ها اما سه نفر ازین دوستان..من انقلابی ام و اقا معلم مهر جان  وزهرا(روزگاردو مهندس)که به من خیلی لطف داشتن:)

    دلنشین ترینبعضی پستا خیلی خیلی زیبان اما بلاگری که من همیشه پستاشونو دوست دارم واولین وبلاگی هستن که وقتی پست جدید میزارن سرمیزنم.. باریکه راه شهود..

    با اخلاق ترینمترسک و هاژمحمود

    ادیب ترینباریکه راه شهود منظورم تناسب قشنگ میان کلمات وبازی باکلماتشونه..

    رفیق ترینتقریبا همه افرادی که میشناسم اینجا..چون با بلاگای کمی درارتباطم ولی خیلی وقته میشناسمشون اما همه به نوعی خاص وعالی:)

    اما چون بحث ترین هاست این سه عزیز:) سرباز ..میم عزیز ..1بنده خدا و..

    شجاع ترین:هولدن شجاعتش در گفتن افکار و عقایدش برام همیشه جالب بوده..اینکه از چیزی ابایی نداره وحرفش ومیزنه بنظرم خیلی جالب و قابل تحسین..

    مرموزترینهاژمحمود ..(دی چون خیلی وقته میشناسمشون ولی فقط ازایشون یه اسم وبلاگ میدونم)مرد تنهای شب(شخصیت جالب ومرموزی دارن ویکی ازجذاب ترین بخش وبلاگشون داستان زندگیشونه که پیشنهاد میکنم حتما بخونید:)

    سرگرم کننده ترینطبق نظرخودشون آقا گل:دی(خصوصا با بخش تک بیت های بی مخاطب) مورد نوشته های خانومی(نمیدونستم اسمشونو چی بزارم بلاخره نوشتم مورد نوشته:|)وبیشتر پستای مترسک

    نظر خوب دهنده ترینزهرا (روزگار دو مهندس) ..هاژمحمود(اغلب حتی اگر ناراحتم باشم وقتی  نظرات ایشون رومیخونم لبخند رو لبم میاد)و من انقلابی ام



    +میخواستم قید این پست بزنم..اما چون قولشو داده بودم پاکش نکردم..فقط یه چی..خدایا اگه با خنده من به دنیا برمیخوره از اسمون بلا نازل میشه!قول میدم دیگه نخندم

    +راستی نتایجم اومد تجربی رتبم اصلا خوب نبود میشه گفت افتضاح:)احتمالا زبان انتخاب رشته کنم وتجربی بمونه برای سال بعد..چیزی که اصلا دلم نمیخواست...

  • ۱۰ پسندیدم:)
  • ۱۳ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • چهارشنبه ۲۰ مرداد ۹۵

    کسی رمز خواست بگه:)

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    • بهارنارنج :)
    • دوشنبه ۱۸ مرداد ۹۵

    کلمات

     

    حال بدی دارم 

    هرچه میان کلمات غلت میزنم..

    ناامیدتر میشوم ازیافتن

    واژه ای خطی جمله ای تا هجوم این همه درد را به تصویر بکشد

    آه

    کاش کلمات بیشتر بلد بودند..

     

     

    +شدم مثله دختر بچه ای که چیز بدی رو تجربه کرده و شبا با هزار ترس میخوابه..میترسه پاشه و ببینه دیگه تنهاست...

     

    خاطره نوشت

    -سمیرا چه بلایی سر خودت آوردی صدات اینجوری شده؟؟به خدا دارم نگرانت میشم..

     

     


     

     

  • ۱۳ پسندیدم:)
  • ۱۲ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • جمعه ۱۵ مرداد ۹۵

    پیمان..


    روز اول با خود گفتم

    دیگرش هرگز نخواهم دید

    روز دوم باز میگفتم

    لیک با اندوه و تردید

    روز سوم هم گذشت اما

    برسرپیمان خود بودم

    ظلمت زندان مرا میکشت

    باززندان بان خود بودم

    آن من دیوانه ی عاصی

    در درونم های و هوی میکرد

    مشت بر دیوارها میکوفت

    روزنی را جستجو میکرد

    میشنیدم نیمه شب در خواب

    های های گریه هایش را

    در صدایم گوش میکردم

    درد سیال صدایش را

    شرمگین میخواندمش برخویش

    از چه بیهوده گریانی؟

    در میان گریه مینالید

    دوستش دارم نمیدانی؟؟

    روزها رفتند و من دیگر

    خود نمیدانم کدامینم

    آن من سر سخت مغرورم

    یا من مغلوب دیرینم؟؟

    بگذرم گر از سر پیمان

    میکشد این غم دگر بارم..

    مینشینم شاید او آید

    عاقبت روزی به دیدارم

     

    فروغ...


    +خیلی ازین شعر خوشم میاد:)

  • ۱۱ پسندیدم:)
  • ۸ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • دوشنبه ۱۱ مرداد ۹۵