۰•●کـاغـذ سفــید●•۰

هرچه تبر زدی مرا،زخم نشد جوانه شد..

روان پریش:دی


همیشه ازون سری بچه های شیطون کلاس بودم که همون هفته اول همه معلما وبچه ها میشناختنمو باهام رفیق میشدن..

یادمه یه همکلاسی داشتم اسمش شیرین بود خیلی همش میومد پیشم و.. 

داشتم دفترخاطراتمو میخوندم دیدم چقدر که ازم تعریف کرده..

یهو یه فکر شیطانی زد به سرم:دی

ازون آدماییم که مخاطبای گوشیم کمن و خیلی کم پیش میاد شمارمو به کسی بدم..این دوستمونم شمارمو نداشت..

هیچی دیگه من به عنوان یه پسر بهش پیام دادم ویه داستان پرسوزی تعریف کردم

 که عاشق یه دختر بودم شبیه تو بود اسمش سمیرا بود که سمیرا مرد و..

خلاصه بچه کلی هنگ بود هی میگفت شمارمو ازکجا اوردی میگفتم نمیشه بگم و..

بعدم یهو نامحسوس وسط حرفام پرسیدم دوستی به اسم سمیرا داری که گفت:

دوست که نه یه دختره:/تو مدرسمون بود دختره بدی نبودو من زیاد نمیشناختمش کاری بهش نداشتم:/

:|

گرچه بعدش فهمید سرکارش گذاشتم دیگه بام قطع رابطه کرد:/ولی حقش بود:دی

تا این باشه به دوستی که ده خط قربون صدقش رفته نگه دختره:دی

همچین روان پریشی بودما:/


  • ۳ پسندیدم:)
  • ۱۰ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • دوشنبه ۱۰ آبان ۹۵

    این پست قشنگ نیست

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    • بهارنارنج :)
    • يكشنبه ۹ آبان ۹۵

    نکند پاسخش تبر باشد؟


    همچو سرو ایستادن در این باد

    نکند پاسخش تبر باشد؟!


    +همه سعیمو میکنم چیزی نگم از زهر روزایی که میگذره..

    +مرا یادت هست؟!!

  • ۷ پسندیدم:)
  • ۱۱ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • جمعه ۷ آبان ۹۵

    روزنوشت

  • ۸ پسندیدم:)
  • ۱۳ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • پنجشنبه ۶ آبان ۹۵

    انرژی هسته ای؟!:|نه داداچ اشتباه زدی:|

    _هانیه لطفا تمرین اولو بخون..

    _slogan

    +اره درسته حالا معنیش چیه؟!

    هانیه بعد از کمی مکث..

    _انرژی هسته ای؟!

    استاد شوک زده نگاش میکنه

    +چیییی؟!

    _استاد نمیدونم من نوشتم انرژی هسته ای براش نمیدونم چرا..

    من میترکم از خنده:)))

    استاد یه نفس عمیق میکشه که دادوبیداد نکنه وبه من نگاه میکنه..

    منم معنی وتوضیح کلمه رو میگم..

    معنیش میشد شعار:|

    خوب بلبلم از رو دست یکی دیگه مینویسی دقت کن منظورش از انرژی هسته ای شعار انرژی هسته ای حق مسلم ماست بوده به عنوان یه مثال نه معنی کلمه..

    به قول پسرای دانشگاه داداچ اشتباه زدی:))

    یعنی قیافه استاد باید میدید:))


    هشدار:

    _تمامی این مکالمات با زبان انگلیسی انجام شده..



  • ۱۰ پسندیدم:)
  • ۱۶ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • سه شنبه ۴ آبان ۹۵

    بچه باشیم


    گاهی باید بچه بود

    گاهی باید بچه بشی تا آسون بگذره..

    تا یاداوری مشکلات سوهان روحت نشه..

    بچگی مثله برداشتن یه ذغال وکشیدن۸خونه وسط حیات خونه ی مادر بزرگ ...

    و به یاد قدیما..لی لی بازی کنی وجر بزنی..

  • ۹ پسندیدم:)
  • ۱۶ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • دوشنبه ۳ آبان ۹۵

    کلاسه؟؟نه بابا:|


    part1:|

    استاد عصبانی از حرف زدن بچه ها..

    سوال میپرسه..حاج عباس(صداش میزنن حاج عباس)بالحن جدی از آخر کلاس:

    استاد نورافتاده توعینکتون ما نشنیدیم صداتون رو!

    کل کلاس:|


    part2:|

    _آقای ایکس اگه میخواید اهنگ گوش کنید از کلاس برید بیرون

    +استاد خاموشه همینجوری توگوشمه

    حاج عباس:راست میگه استاد من شنیدم صداش کمه:|


    part3:|

    _آقای(حاج عباس)امروز دوستاتون ساکت شدن شما شروع کردید؟!

    +استاد دوستامون امروز چندتا آهنگ جدید پیداکردن حواسششون نیست

    ندا می آید:عباس خفه شو!

    :|


    part4:|

    استاد:خب حالاwhy...

    ندا می آید:حالا وای وای.. وای وای وای وای..


    +اصلا کلاسای عمومی که کلاس نیستن:)))


    +بشتابید بشتابید...ببینید:دی

    حمایت ازین بیشتر؟حمیرا هم دختر همسایتونه:دی


    راستی:این صدمین پست منتشر شده است:)

  • ۱۰ پسندیدم:)
  • ۱۷ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • شنبه ۱ آبان ۹۵

    اصلا خدای استعداد:دی

    من بسی بچه هنرمندی بودم:دی

    مهدمیرفتم ایناروکشیدما..منتهی یهو هوا سرد شد شکوفه های استعدادم سرمازدشون دیگه همش بر باد رفت:/

    یه امروزو داشتم مثه بچه خوبی ازسحر درس میخوندم داداشم نت وصل کردنمیزارن که من ترقی کنم:/

  • ۷ پسندیدم:)
  • ۱۴ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • پنجشنبه ۲۹ مهر ۹۵

    :/موقت

    تصورکنید من کلاس ادبیاتم الان استاد هردوساعت بدون دقیقه ای استراحت حرف میزنه:/دقیقه ها راست میگم..

    موندم چرا دهنش کف نمیکنه:/

    چ کنم:/

    ولی ساختمان اقتصاد که کلاس ادبیاتمون اینجاست..اینترنت داره^_^

  • ۶ پسندیدم:)
  • ۱۰ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • چهارشنبه ۲۸ مهر ۹۵

    سایه ام با من نمی آمد


    چنان دلبسته ام کردی که با چشم خودم دیدم

    خودم میرفتم اما سایه ام با من نمی آمد...






    دریافت
  • ۷ پسندیدم:)
  • ۶ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • سه شنبه ۲۷ مهر ۹۵