وضو میگیرم سجادمو میندازم..

لامپارو خاموش میکنم..

چادرنمازمو میکشم رو صورتم..

خدایا نیومدم نماز بخونم..اومدم باهم حرف بزنیم..

نیومدم بگم درستش کن..

فقط بریدم..یه چی بگو یه راه جلو پام بزار خدا

چشمم افتاد به قران..

بازش کردم:ای پیامبر به آنچه به تو وحی شده عمل کن:نماز را به پا دار..

سه رکعت نماز بغض میخوام الله اکبر..


من جلوی 99درصد به زانو در اومدم..

خدایا صبر..صبر..

میلرزم و این کمترین تاثیر بعد یه عمر دویدن و به زانو در اومدنه...


من از ماه صفر بیزارم....