هرچندکه میدونم از لج دادن من لذت میبره..

هرچندکه میدونم بیشعوره..

ولی میدونه چی بگه کبابم کنه..

همینه که میگم حس میکنم تو سخت امتحانیم...

هرکی کج تر میره حالش بهتره..همش دورم پرشده ازین چیزا...ازین آدما..

اینجاست که  میگم امتحان سختیه..

گفت:ازحال و روزاین چندماهت معلومه دعا ونماز کی قبول بوده..برو برو مشهد ومیخنده..

دروغ نمیگه..

گاهی خودمم نمیکشم..

انگار هرچی میخوام راه راست  برم...همونقدر دارم میبازم..کم میارم..خردمیشم..میشکنم..میشکنم!هیییی

وانگار یکی میخواد به چشمم بیاره هرکی کج تر رفت حالش بهتره..حالشون خوشیشون انگار یکی میخواد بکوبه تو سرم و به روم بیاره چقدر شکستم!

دارم چمدونمو جمع میکنم..ولی تا وقتی چشمم به گنبد وحرم نیوفته باورم نمیشه...

انقدر تلخی بعد همه امیدام بهم رسیده که حتی نمیخوام یعنی میترسم دل خوش کنم که میرم..

ترجیح میدم هنوز باورنکنم..انقدر ازین شوکای یهویی بهم وارد شده که دلم میسوزه به خودم خبر خوبی بدم..

ولی میدونم برای چی میخوام برم..

فقط برای تماشا..

فقط...

نه دعایی نه تمنایی..

سکوت..

سکوت..



خدا رحمت کند آرزوهایمان را که سال ها مرده اند..

و یک عمر نعش کشیان را برایمان به ارث گذاشته اند..

نسرین علیخانی


+عدل این پنجشنبه ای جشن نامزدی دخترهمسایمونه..منم تنها مشهد:)