گاهی هم باید بنشینیم مردو مردانه با هم حرف بزنیم...

کمی جلوی تپیدن بی قرارانه ات  رابگیر سیلیی حواله این احساس لعنتی کن!

حالا زل بزن به این چشم های بارانی و بگو:

حرف حسابت چیست؟

بس نیست؟

دیروقت است ,نمیبینی؟

زورت به این چشم ها رسیده که وقت و بی وقت سرریزشان میکنی؟

کاری بکن,باورکن نمیشود دراین دنیا اینگونه ساخت..

سخت است ببینی و یادت آید این دنیا ریشه آرزوهای قشنگت را خشکاند..

میدانم ,سخت است ببینی و خودت را بزنی به آن راه..

میدانم..

ولی برای این غرور شکسته هم که شده برای دوام آوردنمان خودت را به آن راه بزن..

این دنیا قلب بی قرار نمیخواهد..کوه میخواهد..سنگ!

قوی بمان..

اینجا تاچشم کار میکند بی کسیست..



+اصلا نمیدونم چرا نوشتم..

+بازم نمیدونم چرا یاد این جمله از علیرضا آذرافتادم:آدم نمیره بیشتر تنهاست...