۰•●کـاغـذ سفــید●•۰

ای بُغضِ فُرو خُفتِــه مــَرا مــَرد نِگَه دار

۳۲ مطلب در آبان ۱۳۹۵ ثبت شده است

من به این جمله ی خود سخت ایمان داشتم


تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتم

روبروی چشم خود چشمی غزلخوان داشتم


حال اگرچه هیچ نذری عهده دارِ وصل نیست

یک زمان پیش آمدی بودم که امکان داشتم


ماجراهایی که با من زیر باران داشتی

شعر اگر می شد قریب پنج دیوان داشتم


بعد تو بیش از همه فکرم به این مشغول بود

من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم


ساده از "من بی تو می میرم" گذشتی خوبِ من

من به این یک جمله ی خود سخت ایمان داشتم


لحظه ی تشییع من از دور بویت می رسید

تا دو ساعت بعد دفنم همچنان جان داشتم


کاظم بهمنی



+میخواستم برای عکس پست این دست خط خودمو بزارم..اما علی رغم اینکه همه تلاشمو کردم خوب شه زیاد خوب نشد:)

+به قول علیرضا الیاسی"مرزی فراتر از وطنم درد میکند"



  • ۱۱ پسندیدم:)
  • ۹ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • يكشنبه ۳۰ آبان ۹۵

    #همنشین بد

    دوست بد میگنا..همینه!

    دیروز منو اغفال کرد گفت  فردا بیا دانشگاه کلاسه غیبت میخوره اووفه جیزه أخه:/

    دوتا اولی لغو شدن:/کلاس بعدیم۳:۳۰الان تو,سایه نشستیم پوکرفیس:|

    چه وضعشه


    #خدا خفت کن

    #الان خواب بودم

  • ۱۰ پسندیدم:)
  • ۱۳ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • شنبه ۲۹ آبان ۹۵

    کاش میشد

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    • بهارنارنج :)
    • جمعه ۲۸ آبان ۹۵

    بغض های پنهان


    این روزها دلم محتاج غریبی است..

    که در فریاد سکوت بیراهه ها..

    جایی درست در بن بست بی کسی..

    مرا دریابد..

    و من را که از فرار ناممکن بن بست ها عاجز مانده ام..

    در آغوش گیرد..

    تا حکم پایان این سکوت تلخ تنهایی..

    باشکستن غرور درچشمانم همراه شود..

    غرور ترک خورده ای که مدت هاست در انتظار فروریختن است..

    ورهگذری که غرق درسکوت..بی هیچ کلامی..وحتی زخم زبانی.. مرا در آغوشش نوازش کند..

    آخ دلم چه کودک شده ای..

     چه سر دل هایمان آورد دنیا..

    بی صدا..ذره ذره کنار کسانی که عاشقانه دوستشان داریم..

    جان میدهیم..پر پر میشویم..

    آه ای شهر غم زده..

    از کجای این خراب شده بغض های پنهان شروع شد؟!

    نفرین بر فاصله ی آغوش تا آغوش وغربت بی کران دل ها..

    اینجا..

    در بن بست بی کسی ها..

    میان هق هق بی صدای دلم..

    و نبض احساسی که کند میزند..

    کاش..کاش قبل از جان دادن...

    مرا دریابی..



    +آدم گاهی دلش میخواد بعضی دست نوشته هاشو چندباره بخونه..ببخشید اگه تکراریه..





  • ۹ پسندیدم:)
  • ۹ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • جمعه ۲۸ آبان ۹۵

    #سرویس شد:|


    گیج ندیدید ملت!!

    کلوچه رو فوت کردم چاییمو یه جا دادم بالا:|

    چقد ناشکرید آخه؟!:|

    آخه تا کی؟!

    حتما باید دهنتون سرویس شه؟!:|


    #نفس کششش

    #فوت کن فوت!

    #حسن خطرناکه حسن

  • ۱۲ پسندیدم:)
  • ۱۵ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • چهارشنبه ۲۶ آبان ۹۵

    خدایا؟!



    خدایا؟!میشود باران ببارد؟!



    +این چه دردیست که به جانم افتاده

    #خوبم

  • ۹ پسندیدم:)
  • ۱۲ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • چهارشنبه ۲۶ آبان ۹۵

    یک اجبار تلخ



    گاهی مجبورید بپذیرید..

    که برخی آدم ها..

    فقط میتوانند..

    در قلبتان باقی بمانند..

    نه در زندگیتان..!



  • ۱۰ پسندیدم:)
  • ۱۰ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • سه شنبه ۲۵ آبان ۹۵

    اینگونه کلاس منهل میشود:دی


    _بریم؟!

    +بریم..بچه میترسونی؟!پاشو اتفاقا امروز سرم درد میکنه حوصله کلاس ندارم..

    _واقعا بریم؟!

    +آره دیگه پاشو کیفتو بردار تا دم در برو منم پشتت میام فکر کردی میگم نه نریم؟!

    _نه باهم بریم..

    کیفمو برداشتم پاشدم انداختم کولم..یه نگاه به پشت سرم کردم دیدم همه دارن نگام میکنن..

    یهو کل پسرای ردیف کناریم قیام کردن بعد من اونا هم کیفاشونو برداشتن..

    دختره که فکر نمیکرد من حتی بگم آره و حالا هم که همه بلند شده بودن هنگ پاشد..

    هیچی دیگه کلاس تعطیل شد:دی


  • ۷ پسندیدم:)
  • ۱۱ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • دوشنبه ۲۴ آبان ۹۵

    بترکی

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    • بهارنارنج :)
    • دوشنبه ۲۴ آبان ۹۵

    این یعنی..


    دلم خیلی گرفته واین یعنی...

    دلم میخواد تا خود صبح پست رمزدار بزارم..




  • ۹ پسندیدم:)
  • ۱۳ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • يكشنبه ۲۳ آبان ۹۵