۰•●کـاغـذ سفــید●•۰

هرچه تبر زدی مرا،زخم نشد جوانه شد..

شب نوشت

1

حدیث داریم از غیر معصوم:
مرد باید جورابش تا زانو باشه!حرفم نباشه!
اصلا خودتون حس بدی ندارین کفش کالج یا اسپرت پا میکنین بی جوراب؟:|
شلوارتونم کوتاه تر می خرید،لابد اون چند سانت پاتون رو هم میزنید؟:|
✋:|یعنی انواع خاک های حاصل خیز و غیر حاصل خیز


2

یه مدت هر چندوقت یبار بهم زنگ میزنن میگن این تبلیغ برا شماست و...(این و... یعنی بقیش تو ذهنم نمونده:|)
وهربار من میگفتم نه،ازونجایی که زودم یادم میره هیچی یادم نمیموند..
تا دیروز دوباره زنگ زد یکی جواب دادم تا گفت تبلیغ پریدم وسط حرفش گفتم اقا این تبلیغ کجاست دقیقا؟
بیچاره گرخید گفت مخدوشه یکم شاید من بد خوندم
گفتم خب کجاست گفت خیابان نمیدونم چی چی(اینم حتی یادم نموند:|)
گفتم خب نه کجا شهرش؟گفت سیرجان:|گفتم نه اقا من اصلا سیرجانی نیستم..
قطع کردم خالم که دقیقا از وسطای حرف من از خنده سرخ شده بود پرسید حالا تبلیغ چی بوده؟
یکم فک کردم گفتم:اا نپرسیدم از نفر بعدی که زنگ زد میپرسم تبلیغ چی هست😁✌


3

فردا صبح باید  برم آزمایش..
مامانم اولین بار امشب برام انار دونه کرد
گذاشتم کنارم.اومدم بخورم گفتم من ازمایش دا...
نزاشت بگم گرفتشون بعدم گفت نه برات خوب نیست:|خودش خورد
انقدرم گرسنم شده که همه چیو غذا میبینم:|
تازه قبلشم باشگاه بودم فقط دوتا کیک و چایی خوردم از ناهار تاحالا:|


  • ۱۱ پسندیدم:)
  • ۱۵ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • يكشنبه ۲۰ آبان ۹۷

    شده از درد بخندی؟


    تمام وقت هایی که لبریزم بی هیچ صدایی حرفی فریادی..

    وقتی پر بغضم و مدت ها و شاید سال هاست خیال خالی شدن به دلم مانده..

    تمام وقت هایی که رمق از جانم رفته..

    یک منم سراپا ضعف..

    و هیچ پناهی برای خالی شدن نیست..

    وقتی که می‌دانم باید قوی باشم..وقتی که میدانم باید پنهان کرد ضعف را درد را..

    تا یک روز یک جا به رویم نیاورند..تا زخم حرف ها داغ افزون بر دلم نباشد..

    ثانیه به ثانیه ی این روز های لعنتی پر درد دلم میخواهد،تمام این وبلاگ و گوشی مخاطبانش را نابود کنم که یک نفر در این دنیا نیست که بشود با او از درد هایت بگویی

    بگویی هق هق بزنی

    بگویی قضاوت نشوی

    بگویی و زخم زبان نشنوی..

    ثانیه به ثانیه ی این زهر را با دردی در تمام وجودم..در سینه ام در داغی سرم و حرارت معده ام میبلعم

    و شاعرانه مینویسمم...

    میخندم..

    لال میشوم..

    لال..





    دریایفت

  • ۷ پسندیدم:)
  • ۱۴ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • شنبه ۱۲ آبان ۹۷

    چه میشود؟


    مگر چه میشود یکی بیاید،

    هیچ مرگش نشود.

    هرکه آمد لعنتی یک نفر دیگر شد و رفت...


    +زینب میگه واقعا بی حواس و فراموش کار شدی،درمونده میگم میبینی تورو خدا نمیدونم چرا

    میگه گذشته رو هم هنینطور فراموش کردی؟میکم نه این یکی ریز به ریز یادمه..


  • ۱۳ پسندیدم:)
  • ۱۶ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • پنجشنبه ۱۰ آبان ۹۷

    قالت بهارنارنج


    ای کسانی که ورزش نمیکنید!

    وای بر شما که بر خویشتن ظلم روا داشته اید

    فریاد ظلمت نفسیتان را در روز محشر به گوش هایم میرسد..

    بدانید و آگاه باشید!


    +وی درحالی که له و خمیر است.تامام:|

  • ۱۲ پسندیدم:)
  • ۳۰ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • يكشنبه ۶ آبان ۹۷

    مثلا


    وسط چای خوردن
    فهمیدم دارد از دور نگاهم می کند.
    با کمی مکث وانمود کردم هنوز ندیدمش
    به دوستی که کنارم نشسته بود
    چیزی گفتم و شانه هایم را تکان دادم
    مثلا ما شادیم
    دروغ چرا
    آن لحظه 
    گردنم سعی به بی خیالی اما
    صورتم کار خودش را می کرد.
    پلکم مرا تند ورق می زد و 
    پای یک خاطره از او مات می ایستاد.
    آن لحظه با خودم لج بودم
    لب هایم حالت خنده ولی
    قندِ گوشه ی دهانم
    داشت 
    گریه می کرد.


    جای برچسب پست های نیمه شبی خالیه..

  • ۱۲ پسندیدم:)
  • ۷ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • جمعه ۴ آبان ۹۷