نمیدانم چه میخواهم بگویم..

قلبم داره چند تیکه میشه...

نشستم بین الحرمین هراز چندگاهی گریه میکنم تا یکم دردم سبک شه..

یه تیکه از قلبم حرم امام حسینه یه تیکه دیگه اش حرم حضرت ابوالفضل...

یه تیکه دیگه اش خیلی آزرده است احساس غربت شدید داره..

به زبونم میاد بگم بریم..

ولی بغض امونمو میبره میگه نگاه کن.. یه عمر منتظر بودی یه روز بیای اینجا.. قلبم داره تیکه تیکه میشه..

برم آتیش میگیره و میسوزه هستم داره هزار تیکه میشه...

شنیدی میگن درد بی درمون... نشستن و نگاه کردن میون بین الحرمینه..  

 

+یادداشت به وقت ۱۷شهریور  ۱۴۰۱ بین الحرمین

۱۶ Like :)
نرگس بیانستان ۱۹ شهریور ۰۱ , ۱۴:۱۸

دعا کن واسه عاقبت به خیری همه 

برگشتم الان ولی سعی کردم همه رو دعا کنم اونجا

زیارتتون قبول. 🥺

قبول حق
به همچنین

حاجت روا باشی ایشالا:)

ممنونم سلامت باشید

زیارت قبول :)

قبول حق عزیزم

زیارتت قبول @-@

قبول حق

آدم وقتی برمیگرده تازه یاد چیزایی میوفته که میخواسته اونجا انجام بده و حاجت هایی که داشته.. دلتنگی تازه شروع میشه. زیارت قبول .

بله همینطوره...
قبول حق

من از تو زرنگ تر بودم.. گرچه بار اول و دوم اصلا یادم به هیشکی نبود اما بار بعدی بقیه و دوستامو یادم اومد و گرچه سرما خورده بودم و بی جون و بی حال بودم دو رکعت نماز برای همه اونایی که بهم گفته بودن خوندم.. 

متوجه منظورتون نشدم اما قبول باشه

اسدالله علی محمدی ۰۵ آبان ۰۱ , ۰۹:۳۴

در پناه هردوشون باشید

سلامت باشید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از blog بیان