شاید موقت

میشه اولین چیزیکه به ذهنتون اومد بنویسید؟!

ناشناس حتی..

فقط بگید..

گاهی دلم میخواد تو کلمه کلمه ذهن همه بگردم تا یه گمشده پیداکنم..ولی نمیدونم چیه

۷ Like :)
کاش خبری که دیروز شنیدم شایعه بود. ازین که آخرین چیزایی که دوست دارم و برام مونده رو از دست بدم حس بدی دارم.

کاش شایعه باشه:)کاش دروغ باشه..

خیلی وقتا به خودم میگم..شاید همه چیز زیرو شه..شاید..
باور بعضی چیزا غیرممکن..
سعی درباورش دردناک تر..
ومن هنوز باور نکردم..

امیر بهزادپور ۰۳ دی ۹۵ , ۱۸:۰۱
( فکر دقیقا همین الان من : سلامتی پدر و مادرم..)

دلم برای این پستها تنگ شده بود...ممنون

خدا حفظشون کنه:)

من از شما ممنونم

زهرا هستم ۰۳ دی ۹۵ , ۱۸:۱۱
سریال میخوام ببینم 

موفق باشید

ابو اسفنج بلاگفانی ۰۳ دی ۹۵ , ۱۸:۱۶
روانی

شما صورت حسابت داره سنگین میشه ها:))

ابو اسفنج بلاگفانی ۰۳ دی ۹۵ , ۱۸:۱۸
داشتم مصاحبه گوش میکردم حرفی زد که جاش بود بگم روانی! با این یارو بودم ها.

اهان:دی

زیر نور ماه ۰۳ دی ۹۵ , ۱۸:۱۹
متاسفانه با خوندن این متن

به خلا ذهنی رسیدم :)

@____@

طبیعیه:/

داشتم میومدم خونه
دو تا کارگر نشسته بودن حرف میزدن
کارگرا روز جمعه نمیان اونجا ولی اون دو تا یا خیلی گیر پول بودن یا جای دیگه ای نداشتن که برن، اومدن نشستن
یکی شون خاطره تعریف می کرد و اون یکی بلند می خندید!
قیافه شون می خورد 700 سال از زندگی خورده باشن ولی سنشون زیر 30 بود مطمئنا
میخواستم 700 سال تجربه رو بشنوم! میخواستم تو ذهنش بگردم شاید چیزی که نمیدونم چیه و دنبالشم رو ببینم
اما مثل همیشه یقه مو صاف کردم و رد شدم!!!!!

الآن این نوشته رو خونده یاد این خاطره افتادم که همین بعد از ظهر اتفاق افتاد

:)همه ی ادما به نوعی خاصن

اره :|

چرا:|؟!!پوکرفیس؟!

کامنت منو منتشر نمی کنی بی تربیت؟

آخ خدا خیرت بده:/باگوشیم نمیتونستم اون تیکشو پاک کنم:/باید دوساعت لپ تاب میوردم


نمیشه قضاوت کرد..ظرفیت ادما باهم فرق داره..ولی تا یه حدی قبول دارم

سِناتور تِد ۰۳ دی ۹۵ , ۱۸:۲۸
چیز خاصی به ذهنم نرسید راستش!

:)

آقاگل ‌‌‌‌ ۰۳ دی ۹۵ , ۱۹:۱۳
یه روز یه آقا خرگوشه
 رسید به یه بچه موشه
 موشه دوید تو سوراخ
 خرگوشه گفت آخ!

الان این شعر تو ذهنم بود خب! مگه چیه؟ :)

هیچی والا:))))

یکم سوال کن از خودت واسه چی اینجایی؟

چرا گاهی کز کردی گاهی تو ابرایی؟

تا حالا چیکار کردی واسه خودت ,واسه فردات؟

واسه آدمایی که اطرافتن,یا حتی دوستات

آخرش فک کردی قراره کجا بری ,اینو میدونی؟

فک کردی وقتی بمیری روونه کدوم میدونی؟

از بهشت رونده شدی,آخرشم میدنت به خاکی

که ازش اومدی ,پس نداشته باش باکی!

قشنگه ممنون:)

هرچی ذهنم رو میگردم به یه چیز واحد نمیرسم :/
هر طرفش داره به یه چیزی فکر میکنه 

شما حد وسط در نظر بگیر:))یاهمشو بگو

خب مثلا 
امتحان فردا 
سوالایی که الان دارم حل میکنم
اتفاقاتی که ممکنه فردا بیفته
اوضاع خونواده پسری که چند روز پیش تصادف کرد و مرد و یا حتی خود اون پسر 
پستایی که خوندم 
یه سری خیالبافی های باحال 
اینکه کوفتشون بشه این دبستانیا اه 
اینکه مثلا تو چی شد که به ذهنت رسید و این پست رو نوشتی 
و کلی چیزای دیگه ...

:)))

چقدقاطی پاتیه همه چی

یـک مـعــلـم . . ۰۳ دی ۹۵ , ۲۰:۴۴
#تنهایی/بی کسی/غربت ..

#سرگشتگی/افسردگی/اضطراب ..

#ابهام/ایهام/تاریکی ..

#جنون/عصیان/ فریاد ..

#رنج/رشد/ریاضت ..
و

@خدا/عشق/آرامش ..

^ــ^

:'(چرا؟

عه سمیرا|:

وا پری؟!

:)))
آیکون اقدس جون اینا

زوج مهندس ۰۳ دی ۹۵ , ۲۰:۴۵
اگه میشد بگی و راحت شی خیلی خوب بود...
الان یه چیزی مغزمو و اصابمو تو مشتش گرفه و داره له میکنه ولی حتی خودمم نمی دونم تو.این مغز لعنتی چی هس...
فکر نکردن خیلی خوبه خیلی خوب

مثه خودمی پس:)

تو شوک رفتن خانم جیم ، ری‌را، بهار، المی، پری‌دریایی و... هستم!!! :|

اوووه:/

منم برم؟!!!

آقای دال ۰۳ دی ۹۵ , ۲۱:۴۶
کیلوی چند ؟؟
:)

چی کیلویی چند؟!

آقای دال ۰۳ دی ۹۵ , ۲۱:۵۱
گفتی هر جی تو ذهنتون دیگه :| 
منم اون لحظه این ذهنم بود ...

:||||

ما جــــــــღــــــدہツ ۰۳ دی ۹۵ , ۲۲:۴۲
خدا جونم بخاطر حال خوبم شکرت
☺☺☺

:)

داداش مهدی ۰۳ دی ۹۵ , ۲۳:۳۹
نحبنسحبخسحخبهحهنمبسکنببسبسبنکملسقنم

انقدر چیزای مختلف اومد توی ذهنم نفهمیدم مفهومشون چیه!

:/سلام همدرد

1 بنده ی خدا ۰۴ دی ۹۵ , ۰۴:۱۰
کاش دقیقه نودی نبودم.
کاش سر انتخابام بیشتر فکرمیکردم.(بااینکه گاها وسواس دارم) کاش زندگیم منظم بود

بله.اروم باش مهندس

ساعت ۶ و ۴۵ دقیقه صبحه.صبحونمو خوردم.هوا اینقدر سرده که میترسم موهامو بشورم.با خودم دو دو تا چارتا میکنم و میگم سرده سرما میخوری! بعد میگم خوب تا ۳ که کلاسم تموم شه روغن از موهام سرازیره. هنوز تکلیفم رو ننوشتم! ظهر باید بدوام به سمت کلاس. و ناهار بگیرم و برم زود پاکنویس کنم تکلیفم رو . به امتحان سه روز دیگه فکر میکنم که مشخص میکنه من پاس میشم یا نه! باید از ۱۶ بشم ۱۲. وگرنه میوفتم! 

موفق باشی:)


گیره 📎📎 ۰۴ دی ۹۵ , ۰۷:۳۷
ری را بهار المی چرا رفتن
لبخند از سیلی ک زدی و تو وبلاگ لانتوری گفتی رو لبمه هنوز
چرا گوشیها باعث دعوای زن و شوهراس.خب به حریم هم احترام بذارن دیگه
چی بخرم چی نخرم اصن چی لازمه ی بعدا میشه خریدش

نمیدونم:/

:دی
چون جنبه استفادشو ندارن احتمالا
اگه خوردنیه برای منم بگیر:دی

لا نتوری ۰۴ دی ۹۵ , ۰۸:۵۳
تو هم مانند همان رز سرخ هستی که همه بودن با او را دوست دارند
اما کسی دردش را نمیفهمد

:)

خیلی قشنگ بود..ممنون

مرا ببر به حرم تا نرفته ام از دست
علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد

:)

ممنون

96 قراره چی باشه؟بازم قراره تنها باشم؟
کنکورم چی میشه؟
عاقبت زندگیم چیه؟
میتونم ببخشم بدی ها رو؟
دلم بغض داره!!!
یه بغض قدیمی که دیگه دارم کلافه میشم از دستش...
تو ذهن تو چی می گذره؟؟؟


به اینا داشتم فک میکردم...  :)

:)

دلم نمیخواد به بازم های زندگیم فکر کن..
بازم..
هعییی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از blog بیان