خواب،مرگ یا بیداری؟


دیشب خیلی خسته بودم..علی رغم خستگی راحت خوابم نبرد..خواب دیدم و بعد بیدار شدم..

اتاقمو میدیدم حالتی که روتخت درازکشیده بودم حتی..

یهو دوتا دست که هم مرئی بودن هم نامرئی اومدن روشونه هام..

بعضا پیش اومده بود که دستم تو خواب زیر سرم بوده و بی حس و سنگین میشد و نمیتونستم تکونش بدم وقتی ازخواب میپریدم..

اما این دفعه نه بی حس نبودن ..به وضع خودم نگاه کردم به پشت خوابیده بودم و جفت دستام کنارم بود..

وحشت کردم...ترسیدم..خواستم پاشم اما دستایی که ازپایین شبیه دستای خودم روشونه هام بودن محکم گرفته بودنم..

داد زدم بابامو صدا زدم...کسی نیومد..همه خواب بودن..مامانمو صدا زدم...ناله زدم..اون دستا ولی محکم گرفته بودنم..

دست از تقلا برداشتم..وحشت زده،نمیدونم چقدر گذشت که حس کردم اون دستا رفت و میتونم تکون بخورم..

شبیه روحی که از بدن جداشده اون لحظه جون میکندم..وانگار دوباره روح به جسمم برگشت

یکبار دیگم تکرار شد..

همه اطرافمو میدیدم و حالت خوابم و داد میزدم از ترس و کسی نمیشنید..

بعیده بفهمید حالمو..

اذان شد،صدای موذن میومد..عجیب دلم میخواست تا اخرشو گوش بدم..

رفتم جلو آیینه روشویی..به خودم به چهرم موهام جسم و لباسم همش زیبا ولی اگه طلوع فردا نبینم؟؟

اگه همش تو کفن بره..

ترسیدم وحشت اون دستا..فریادا و زجه ها..

دلم میخواست میشد یکیشونو بیدار کنم بغلم بگیره تا صبح تا بفهمه زندم...تا صبح نترسم ازون دستا..

ولی شبیه همون زجه ها همه خوابن..و مرگ همینه به همین پوچی..


۱۰ Like :)
تجربه مشابهی رو‌خواهرم چند سال پیش داشت...میگفت نود درصد خودم رو‌ مرده حساب کردم ...

خیلی وحشت ناکه خیلی..

سلام 
احتمالا بختک اومده سراغت :|
مثل همون کابوسی که رمزشو بهت دادم که خواهرم قبلنا داشت.
وقتی خیلی خسته ی یا نباید بخوابی یا اگر خوابیدی قبلش خرما و سیب (مرحوم بهجت هم گفته بخور بعد بخواب)  و یه لیوان آب میخوری و همیشه ایام یه قرآن بالای سرت یا کنارت باشه و  نگه دار بعد بخواب:)
بختک عینهو همین چیزی که گفتی از مرگ بدتر عمل میکنه !!
همش وحشته !
ایشالا که الان حالت خوبه ؟:)
هوم ؟


سلام :)


من برم به بقیه خوابم برسم :)))
زود بیدار شدم :دی 

سلام

هیچوقت همچین چیزیو تجربه نکرده بودم هبچوقت وحشتناک بود بیشتر انگار روح از جسمم جدا شده بود

خیلی وحشتناک بود

اره الان از باشگاه اومدم توپم:)))

برو برو:))

امیدوارم دیگه تجربه نکنی

اره

گندم بانو ۰۳ بهمن ۹۶ , ۰۸:۵۲
منم چند روز پیش داشتم میمردم!!! واقهی ولی :((
فشارم افتاده بود و بدنم هی سردتر میشد. از سرما میلرزیدم و هر چی پتو روم میدادن و حوله گرم رو دستام میذاشتن گرم که نمیشدم هیچ، سردتر میشدم!!!
یه دفعه بابام فهمید نبضم خیلی کند میزنه، زود منو خوابوند و پاهامو گرفت بالا. خون برگشت تو رگام...
خیلی ترسناک بود...
برای یکی از دوستام نوشتم چیزی نمونده بود که عوض عروسیم، بیای ختمم!!

وای:|

دورازجون
خدانکنه

*یه خانوم گل* ۰۳ بهمن ۹۶ , ۰۹:۱۶
چه عجیب

عجیب و وحشتناک!

نه دیگه از خواب بیدارم کردی :|:)))


+

خدا رو شکر خوب و توپی :)

من گاهی پدرم و بعد خواهرم (قبلنا) این رو داشتند :)
اون چند تا قل رو هر شب قبل خواب بخون و اون چیزهای که گفتم سعی کن رو رعایت کنی و بخوری دیگه به سراغت نمیاد :)
دیشب اگر نمیخوابیدی با اون خستگیت این شکلی نمیشدی :)
سعی کن هر وقت از لحاظ روحی و جسمی خیلی خسته ای زود نخوابی :)

ایشالا دیگه سراغت نمیاد :)

:|

ساعت12خوابیدم:|
دیگه اش و لاش بودم:|

ان شاءالله

علیـ ــر ضــا ۰۳ بهمن ۹۶ , ۱۳:۱۴
امیدوارم مجدداً تجربه نکنید 

ممنون.امیدوارم

آقای دیوار نویس ۰۳ بهمن ۹۶ , ۱۳:۵۴
احتمالا بختک بوده...
امیدوارم دوباره تجربه نکنید

شاید هرچی بود تجربه وحشتناکی بود...

جناب دچار ۰۳ بهمن ۹۶ , ۱۴:۱۰
هم مرئی بود هم نامرئی؟!

اره چطوربگم..می‌دیدم دسته..اما انگار..نمیدونم میگن اجسام نیمه شفاف؟که پشتشون یکم معلومه دیده میشه

جناب دچار ۰۳ بهمن ۹۶ , ۱۴:۱۴
جسم بود ولی خیلی لطیف بود درسته؟

من دراون لحظه اصلا فکر لطافت بودم اخه؟؟

جناب دچار ۰۳ بهمن ۹۶ , ۱۴:۱۸
روح بخاری یادت میاد؟

http://fiish.blog.ir/post/107#comment-drWbcTONWTQ

:/نمیدونم

سخت تر از این می دونید چیه؟، اینکه کسی حرف شما رو باور نکنه و بگه خواب دیدی.
ان شاءالله خیر باشه، این نوع اتفاق ها یه هشدار می تونه باشه برای انسان که نگرش اون رو به محیط اطراف تغییر بده.
موفق باشید

اره واقعا:)


اوهوم:)

سلامت باشید

محمود بنائی ۰۳ بهمن ۹۶ , ۱۷:۱۵
همونجور که بقیه گفتن بعضی وقتها موقع خستگی و درگیری ذهنی شدید این حالت به سراغ آدم میاد و به بختک تعبیر میشه! چند باری تجربه کردم و خیلی سخت و ترسناکه، دقیقا حس مردن به آدم دست میده! اما چند سالیه که برام اتفاق نیفتاده خدا را شکر، انشاله تو هم دیگه تجربه نکنی! به دستورهای واران هم عمل کنی باید خوب باشه. 

اوهوم..

واقعا وحشتناکه..

مرسی:)

وای اصلا خسته شدم

میخابیم مثلا خستگیمون در بره پد تر بدتر میشه.

هوم:|||

ســـــر باز ۰۳ بهمن ۹۶ , ۲۱:۴۸
تجربه شده

ناشی از فعالیت های فیزیولوژیک بدنه
چیز خاصی نیست
برای همه پیش میاد

وحشت ناکه...

ســـــر باز ۰۴ بهمن ۹۶ , ۰۰:۰۰
میدونم
میگم تجربه کردم

میگذره دیگه
موندگار که نیست :||||

خب:|

باشه:|

منتظر اتفاقات خوب (حورا) ۰۴ بهمن ۹۶ , ۰۸:۲۳
مرگ همونقدر نزدیکه هست که زندگی!
مرگ هست تا قدر زندگیمونو بدونیم:-)

اوهوم


شاید:)

من فرزند آدم ۰۴ بهمن ۹۶ , ۱۲:۲۱
سلام

نمیدونم

سلام


چیو؟:)

شاید لحظه یِ مرگ ازاین هم بدتره ودردناک تر باشه...

قطعا همینطوره:)

من فرزند آدم ۰۴ بهمن ۹۶ , ۲۳:۱۴
سلام
اینکه خواب ، مرگ یا بیداری :|

سلام


اهان بله:)
شایدم حالتی بینشون بود:)

بهش میگن همون بختک که دوستمون تو کامنت اول گفت.. منم زیاد تجربش کردم ولی دکتر که قرصای جدید داد دیگه خوابم خووب شد

 

بله دقیقا

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از blog بیان