میرود بمب دلم فاجعه آغاز کند..


میگه،یه تصمیم و همت سفت و محکوم ازت ندیدم اگه امور دنیوی بود بیشتر اهمیت میدادی برات ارزش داشت
میگم نه،بحث دنیا و اخرت نیست..من تو زندگیم واقعا بی هدف شدم،میگن ادم به امیدو هدف زندس ولی من فقط میدونم کاریکه میکنم خوبه،فققط همین..ازم بپرسی میخوای ازش به کجا برسی که چی بعدش؟ نمیدونم:)ببین میتونم برات یه عالمه چیز قشنگ و خوب ردیف کنم،اما هیچکدوومشون ته ته قلبم نیست!هیچی نیست که بگم من اینو میخوام باید باشه،نباشه نمیتونم هیچی وجود نداره،میدونی همه میگن گذشته رها باید کرد،ولی گذشته هیچوقت راحتت نمیزاره!نتیجه همه تلاشایی که کردم زحمتایی که با همه وجودم روحم علاقه و عشقم کشیدم نشد!نه به یه حالت قشنگ،به دردناک ترین حالت ممکن نشد..شنیدی میگن اسب نفس بریده را طاقت تازیانه نیست؟این چندسال پیش منه..وقتی با همه وجودم تلاش کردم و با همه توان و ایمان و عشق. تلاش کردم نشد..زخم زبون شنیدم طعنه شنیدم متهم شدن،گفتن از بی دردیته..هیچکس نبود بگه خیلی درد میکشی اروم باش..هیچکس نبود و من به همه دنیا بدهکار،ظاهرم نشون نمیده اما وقتی دقت میکنی تک تک این حالاتم اینکه ذره ای درخودم توانایی نمی بینم و باور ندارم خودمو این بی اعتماد به نفسی رو این نگرانی و اضطراب رو..میفهمی؟من هیچیو باور ندارم من زمانی که بریده بودم دیگه توانی نداشتم کسی دستمو نگرفت فقط متهم شدم و له شدم،تا خودم وایسادم..اگه دسته کلیدم تو دستم باشه و تو کلیدتو گم کنی،میدونم دسته کلید مال خودمه میدونم از تو پیش من نیست اما همش وحشت دارم که شاید کلیدت توش باشه!
من آدمی بودم که وقتی میدونستم فقط یک درصد شانسه فقط یک درصد با همه امید و عشق و توانم میجنگیدم تلاش میکردم..ولی الان من هیچیو باور ندارم..به هیچی!
چون بد خوردم زمین چون کسی مرهم زخم نشد..که فقط رگبار بود رگبار..و حالا نه هیچیو باور دارم و نه هیچ هدف واقعیی..اما میدونم باید برم باید تلاش کنم باید،فقط برای اینکه دیگه کسی نتونه بیشتر ازین...شاید بخندی شاید بگی ضعیفی ولی من هربار که خودمو میبینم اینجوری..انقدر دلم میگیره ازین وجودی که مدت هاست زلزله زده ویرونس و ازین اینده از خدا میخوام مرگمو برسونه بیشتر ازین...



+قشنگ معلومه یهو ترکیدم!نه؟بوووم!:)

۱۲ Like :)
پریسا سادات .. ۰۹ مرداد ۹۷ , ۱۹:۱۵
اوهوع:|
لقد خلقنا الانسان فی کبد...

ان مع العسر یسرا!نه عسر بعد از عسر:)

عسر بعد از عسر که رواله...
ولی گفته که عسر با یسر... یعنی همراه با عسر، یسر هست... حالا این یسر یا راه‌حل اون عسره، یا کلا خودش یه یسره، یا اینکه یه چیزیه که نمیدونم...

:)

هر چه تبر زدند مرا... زخم که هیچی از ریشه در اومدم :((

:)

هرچه تبر زدی مرا زخم نشد جوانه شد:)
ولی پاشدیم دوباره حرکت کردیم..نموندیم بپوشیم،اما درد درده..گاهی همیشه تازس

زندگی از اینی که هست آسونتر نمیشه پس ما باید قوی تر بشیم با غصه خوردن دردی دوا نمیشه

خودتو نگاه کن الان با آدمی که قبلا بودی کلی تفاوت داری از این تغییر درس بگیر و درست تصمیم بگیر و بقول مدیرها تهدید رو به فرصت تبدیل کن

:)

همه سعیمو میکنم از فرصتا استفاده کنم..اما فقط همینو میدونم:)میدونید من دارم جلو میرم..ولی دقیقا بدون هیچ هیجان و انگیزه درونی..

انگیزه و هیجان درونی رو کسی به آدما نمیده اینا یه چیز درونی هستن باید تو درونت پیداش کنی

بقول بزرگی: اگه دیدی زندگی جهنمه سعی کن پخته از توش دربیای وگرنه سوختن رو همه بلدن

ممنون:)

انتحاریه؟!

مشقیه!

اول اینکه ان شاءالله همیشه سالم باشی

دوما اینجا نترکی
زشته :|
 : ))

:)همچنین



باشه

بابا پنجعلی ۱۰ مرداد ۹۷ , ۰۰:۱۰
هدفت را گم کردی
یا برات آنقدر کمرنگ شده که بهش بعنوان هدف نگاه نمیکنی؟
یه نگاه به وبلاگ دستان خالی بنداز
اگر تو همون سمیرایی پس هدفت والاست
اگر نیستی پس تمام مطالب اون وبلاگ ریاکاری و تو خالی است
...
فرض کن امام زمان میخاد بیاد به دیدنت
خودت را آماده کردی؟
پیش برو اما منتظر تشویق دیگران نباش

منتظر این نباش دیگران دستت را بگیرن

خداوند هرکی را که دوست داره بهش دردای پنهانی میده
دردایی که هیشکی نمیفهمه جز خودش

اگر میخای بترکی
اشکال نداره
اما توی آغوش خدا

ریاکاری؟:)))بیخیال دیگه واقعا به من ریاکاری نمیاد،کسی ریاکاری میکنه که امیدی به خیر از بقیه داره،نه یکی مثل من

خیلی حماسی و قشنگ بود
ولی الان هیچ حسی در من بوجود نیورد،تلنگر ناکارامدی بود

بابا پنجعلی ۱۰ مرداد ۹۷ , ۰۹:۲۲
نه .. من تلنگر نزدم
میگفت اون دنیا که میشه همه ی آدما گلایه میکنن که خدایا چرا ما اینقدر بدبختی و درد داشتیم و فلانی نه

خدا میاد تمام دردهای آدما را آویزان میکنه به درختی " مثل میوه"
بعدش میگه ای بنده ها شما کدوم درد را میخاستین

همه ی آدما میگردن و باز هر کسی درد خودش را بر میداره

اما مسئله ی اصلی اینه که هیشکی بی درد نیست
اینکه کسی متوجه نمیشه شما درد داری و میگه از بی دردیته
بهش خرده نگیر .... شاید یکی از دردهایی که خدا بهت داده اینه که کسی نمیفهمه درد داری


اما گریه چاره ساز میشه گاهی
اصلا خداوند اشک را افرید تا تسکینی باشه برای دردها


گریه کن گریه قشنگه
گریه سهم ِ دل تنگه
" به قول سیاوش قمیشی "

من نه سعی در این دارم که بگم به کسی من درد دارم و نه اینکه بگم کس دیگرری درد نداره



حتی حس گریه هم ندارم!

میفهمم چون دارم همین شرایط میگذرونم، گاهی دلم میخواد قید همه چیز بزنم اما انگار هنوز میل دارم به زندگی و تلاش. این اوضاع بهم یاد داده انگیزه رو خودم باید پیدا کنم، هرچند کوچیک.

من همیشه کلی از تو انرژی گرفتم، دلم میخواد حالت خوب تر بشه؛ میگذره این روزها. بلاخره روزای رنگی هم میان

:)



خیلی ممنون:)شما به من لطف داری

آسـوکـآ آآ ۱۰ مرداد ۹۷ , ۱۲:۱۹
هشتگ حس مشترک...

..


:)

یه چیزهای و یه موقعیت های هستند تا آدم توشون نیفته هیچ وقت درکشون نمیکنه.
امیدوارم حال دلتون خوب باشه

:)


ممنون

امید معظمی گودرزی ۱۲ مرداد ۹۷ , ۱۶:۰۶
در مرداب تکرار آیینه های روبه رو افتاده بودم
هر چه بیشتر نگاه میکردم
بیشتر غرق میشدم
این منِ در منِ در من
پایانی نداشت
چشمانم را بستم
قلبم را به رویش گشودم
فقط من بودم
نه آیینه ای
نه تکراری
نه تشویش نگاه هایم
حال فقط من بودم
من 
تنها
در هم آغوشیه پر شور روح و تن
#امید_معظمی_گودرزی

اینو فقط نوشتم نمیدونم چطوری میشه بهش رسید. یعنی میدونم چطور!
ولی اینگار اینجور حال و هوا و نوشته ها و بغض و ترکیدنارو دوست دارم.
شاید اول باید از این دل بکنم.

قلم خوبی داری

جالب بود:)

ممنون



لطف دارید

امید معظمی گودرزی ۱۳ مرداد ۹۷ , ۱۰:۰۷
خواهش میکنم
شاد باشی

همچنین

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از blog بیان