غم پروریم


یوقتایی جوری سردردم که بغض راه گلومو میبنده،میدونم میتونم اشک بریزم ولی میگم اشک فایده نداره...

یاد وقتایی که میترسم و میدونم عاقبت باید برم تو دلش میوفتم همون لحظه که با ترس میرم تو دلش،همونقدر منطقی..

بدیش اینه برعکس بقیه که وقت درد صداشون در میاد و آه و غرو داد و نمیدونم هرکاری که بشه حواس بقیه رو جلب کرد، من به شدت مظلوم میشم و ساکت، حتی در بدترین حالتم جیکم در نمیاد..

مثل امروز که وقتی حدودای ساعت پنج رسیدم خونه درازکش افتادم و هنوز مانتو و چادرم روی مبله و باقی لباسا تنم،و نتونستم تا بالا برم و بزارم،نه چیزی خوردم نه خواستم.. مثل امشبی که میدونم از درد خوابم نمیبره و صدامم در نمیاد و شاید عاقبت نصفه شب برای یه ذره آرامش و فرار از کلافگی درد و بی خوابیش راضی شدم و پناه ببرم به مسکن..

راستی این چه حس درونیه عجیببه که باعث میشه من انقدر جلو درد تخس باشم واسه داشتن هرنوع تسکینی مقاومت کنم و سکوت کنم..جیکم درنیاد

گفته بودم وقتی چه از درون چه بیرون درد عمیق دارم خیلی مظلوم و ساکت میشم؟ این یعنی دیگه ازون آستانه هم رد شده و نایی ندارم.. وگرنه اگر یکم کمتر بود که نا داشتم درد عصبیم میکرد نه مظلوم و بی صدا..

واقعا چرا؟

۹ Like :)
جوابی پیدا کردی به منم بگو...

:)

سلام 
تو هم مثل مریم های قدیم من هستی ، شکستن سکوت رو تمرین کن ، وقتی دردی داری به دیگران بگو 
نقش پادری رو بازی نکن برای خانواده ، از آهن که نیستی 

سلام 

پادری؟:|
اشتباه برداشت نکن دوست عزیز من آدم تو سری خوری نیستم و جایی که لازم باشه حقمو میگیرم، و درکل آدمی نیستم که با کسی تعارف داشته باشم،اینو میدونن همه..
اما در مورد بحث درد اینجوریم که علاقه ای به بروزش ندارم

❤ოaЯყaო👭ղმբმʂ ❤ ۲۶ فروردين ۹۸ , ۱۸:۱۵
دقیقا برعکس من :|
نمیتونم ساکت باشم اصلا 😁

:دی

نشسته‌ام به در نگاه می‌کنم
دریچه آه می‌کشد
تو از کدام راه می‌رسی
خیال دیدنت چه دلپذیر بود
جوانی ام در این امید پیر شد
نیامدی و دیر شد

:)


ممنون از حضورتان

مرسی عالی بود

مرسی که میخونید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از blog بیان