خلاصه که اینجوری باش😉


اوایل سال 98 بود فکر کنم،رهبر عزیزمون یه سخنرانی داشتن که من متاسفانه خودم نشنیدم پدر شنیده بود و تعریف کرد و از پختگی و دلگرمی کلام رهبر گفت در بخشی از صحبت ها رهبر با این مضمون حرف میزنند که فکر و ذکرمون فقط این نباشه که تحریما تموم شن..تموم میشن. فکرمون باید این باشه که جوری مطرح باشیم که مثل قدرت نظامی و تسلیحاتیمون کسی جرئت تحریم کردن مارو نداشته باشه.
چندروز پیشا جایی مهمونی بودیم تلویزیون روشن بود و اگر اشتباه نکنم امام جمعه موقت تهران توی سخنرانی رو به کشورای دیگه گفت شما هایی که پولای کلان حاصل از نفت کشور های مسلمان میدید و از آمریکا تسلیحات میخرید..پیشرفته ترین پهبادشونو دیدید؟بچه های این خاک درست به موقع و هوشیارانه ترکوندش!شما میخواید چرا نمیاید از ما بخرید؟و با پوزخند گفت: خیالتون راحته تازه ما که ارزون ترم حساب میکنیم باهاتون😉
کاری به سیاسی بازی ندارم،نیاید کامنت بدید حوصله ندارم😄
اینارو گفتم که توی زندگیمون نتیجه بگیریم ازش
به جای اینکه ناراحت باشیم و غصه و فکر و ذکرمون انتخاب شدن و رد شدن باشه!جوری باشیم که نداشتنمون برای بقیه یه ضرر و کمبود باشه،یه حسرت:)


۱۸ Like :)
تکبیر!

ای بسیجی، ای سرباز ولایت :)

😅😅

احسنت
بابام همیشه یه چیزی شبیه همین میگفتند: یه جوری باشید که وقتی پیش دوستاتون میرید ، نگن ای بابا این باز اومد. یا حوصله ی شما رو نداشته باشن. یه جوری باشید که وقتی نمیرید سمتشون، آچمز بشن. (به زبان پدرم:)) )

:)))بله بله..

البته بهتره ادم با ادمایی دوست باشه که کنارشون چیزای خوب یاد بگیره:)

احسان ‍‍ ۰۲ تیر ۹۸ , ۱۸:۰۸
:)

:)

مریــــ ـــــم ۰۲ تیر ۹۸ , ۲۲:۴۷
حالا کاری به پست ندارم
ولی پیرو کامنت میرزا
یادمه بابای اون فرزاد(فامیلش یادم رفته،همسر سابق همونی که رفت سوئیس و سوئد باد اومدو آبجو آورد باخودش) بهش میگفته پسرم همیشه دوستاتو زشت انتخاب کن تا تو بینشون خوشگل دیده شی!
در واقعا استراتژی من بود یه زمانی.زمانی که بهم میگفتن زشتم و شبیه پسرام :/
بازم کاری به پست ندارم ولی یه احساس غرور بهم دس داد که منم بهش دس دادم!این همه پیشرفت نظامی!یه ذره تو اقتصاد پیشرفت نداشتیم.تف
خوشحالم دقیقا ازهمون کامنتایی گذاشتم که نمیخواستی :)

والا من که نفهمیدم این فرزاد کیه...

دوست زشتم از بعضی لحاظا خیای خوبه ها:)))

به تو میگفتن؟:|
مرسی که رعایت نمیکنی خلاصه:|

مریــــ ـــــم ۰۳ تیر ۹۸ , ۰۷:۳۰
بابا فرزاد حسنی 
اون موقع ها که صبح بخیر ایران رو اجرا میکرد.میگفت
اره به من میگفتن کثافتا :))))
باهام بازی نمیکردن چون میگفتن شبیه پسرام 
البته بابابزرگم همیشه با پسوند خوشگل صدام میکرد.که فکرمیکردم فقط از روی علاقشه!
خلاصه روزای سختی بود

😑😑😑بله

تیپت شبیه پسرا بوده؟:)))
باهات بازی نمیکردن؟:))من برعکس بودم،من با دخترا بازی نمیکردم با پسرا بازی میکردم،بازی هاشون هیجان انگیز تر بود..بعد میرفتم باهاشون بالا درخت گیر میکردم کلی التماسشون میکردم:|

مریــــ ـــــم ۰۳ تیر ۹۸ , ۰۸:۲۳
شاید باورت نشه ولی من هیچوقت نه دامن داشتم نه جوراب شلواری نه پیرهن هیچی هیچی
اولین سارافون عمرم و تو ۸ سالگیم برای عروسی خالم برام خریدن!
حتی عروسی های قبل اون بلوز شلوارمیپوشیدم.خیلی تباه بودم متاسفانه
درهرصورت علت هرچی بود منو تو بازیهاشون راه نمیدادن

عاغا اینا اصلا تباهی نیست:))

من تا دوسه سالگی ازین چیزا داشتم،دقیقا قشنگ تو عکسا معلومه تا دو ونیم سالگی میگفتن خب پیرهن و جوراب-شلواری بپوشه،بعد گفتن چه کاریه بولیز شلواری باشه:|من تا دوم دبیرستان موهام پسرونه بود،تمامی عکسای بچگیم نهایتا موهام قارچی بودن همه هم بلیز شلواری. به جز همون چندتا عکسی که معلومه حتی حرف زدنمم درست بلد نبودم:| و البته خودمم دوست داشتم شبیه پسرا میبودم تا دخترا،از کارای دختر بچه ها خوشم نمیومد:/

گندم بانو ۰۳ تیر ۹۸ , ۱۰:۳۳
موافقتمو با پاراگراف آخر پستت اعلام میکنم :)

درمورد قبلیا هم میتونم بگم امیدوارم یه روزی همه حقیقت واسه ملت روشن بشه! تا این "تو خیال زندگی کردن" تموم بشه!

عجب..

قرار نبود حرفی ازین چیزا زده بشه..ولی حالا که علی رغم میل اشاره کردی منم بگم که منو تو هم خارج ازین ملت نیستم..انقدرم نفوذ نداریم همه جا به جز ادمای درحد خودمون،یک کلاغ چهل کلاغا و و(اخبار ماهواره ای)البته منظورم این نیست که تو اینجوری چون این موارد غالب بود گفتم، و خوبه فکر نکنیم ما میدونیم، ما بلدیم ..شایدم ما اشتباه کنیم؟!:)تاریخ مشخص میکنه..
:)

گندم بانو ۰۳ تیر ۹۸ , ۱۵:۲۷
منم گفتم امیدوارم "همه حقیقت روشن بشه" :) نه اون چیزی که من فک میکنم حقیقته!!!
وگرنه که من هر چی امروز فک میکنم حقیقته فردا معلوم میشه دروغ بوده :)))

+ نمیتونی یه چیزی بگی بعد بگی علیه حرف من حرف نزنین!!! این دیکتاتوریه! :/

چون اینو گفتم به عنوان مصداق تا نتیجه گیری کنم.وگرنه درست و غلطش رو نخواستم بررسی کنم😅


هوم:)

منم بسیجی :))

یعنی هلاک کامنتاتونم:|

😅😒

خواستم کامنت بدم فقط :)
ولی بعضی کارها و اشخاص بعدا و ور آینده درک میشن

:)

بله

شنگول العلما ۰۸ تیر ۹۸ , ۱۲:۲۹
عزت پیش خداست همه اش با طاغوت عزت نمی توان به دست آورد
مَن کَانَ یُرِیدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِیعا... 
سوره فاطر آیه 10

بله،اینم درس دومی که میتونیم ازین داستان بگیریم:)

موافقم ... :)

:)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از blog بیان