شب نوشت سوسکی

 

یه چندوقت بود از چاه سرویس بهداشتی یه نوع سوسک میومد بالا ازین سوسک فاضلابای زشت با این تفاوت که این لعنتیا انگار نسخه ارتقا داده شدشون بودن

از هر سطح صافی بالا میومدن و انگار آب شش داشتن، کاری که انجام میدادیم این بود به محض ورود اول همه جارو چک می کردیم امشب داشتم میگفتم ادم به درودیوارم دیگه نمیتونه اعتماد کنه سوسکم سوسکا قدیم روزمین بودن فقط...

که دیدم بالای سرم روی در نشسته

سریع خارج شدم و رفتم واحد بالا به داداش هم گفتم سوسکه کجاست اونم نره(اونم میترسه😁)

اومدم پایین مسواک در دهن تو اینستا می چرخیدم که دیدم یه چیزی تو هوا میگه

وییییییژ و تقی خورد رو زمین

(الان که دارم مینویسم سر جام دراز کشیدم شونم از تو موهام لیز خورد افتاد پایین زهرم ترکید:|)

داشتم میگفتم، فهمیدم سوسکه آبپشن جدیدتریم داره اونم بال!

بدو بدو رفتم بالا دم اتاق داداش تند تند در زدن( داشت میومددرو باز کنه گفت وای به حالت الکی اومده باشی)

شرایط کاملا بحرانی توضیح دادم دوتایی بدو اومدیم پایین.نشون داداشم دادم سوسک رو خودم برگشتم توچهارچوب در که اگه پرید من فرار کنم  (دقیقا همینطور خواهریم😐)

داداش چشاشو بست نفس عمیق کشید منم تند تند میگفتم یا خدا یا خدا یا خدا😓😐

خلاصه که شروع شد

رفت زیر مبلا مبلارو چپ کردیم(من همونجا تو چهارچوب در بودم البته) نبود

داداش تو چشام زل زد گفت:باید شبی پیداش کنیم

منم گفتم آره وگرنه دوتایی باید بریم بالا بخوابیم😑(از ترس)

کلا خونه رو ریختیم وسط تا پیداش کردیم. بعد کلی هدف گیری اشتباه داداش بالاخره اومد وسط فرش

و داداش شروع کرد با جارو زدن

داداش میزد اون باز تکون میخورد

میزد اون میچرخید

میزد اون غلت میزد

اینجا بود که دوتایی زدیم زیر خنده

که مامان بیدار شد اومد گفت چی شده؟ بعد با چندتا فحش مورد عنایت مارو قرار داد رفت:|

خدا رحم کنه صبح بابت بد خواب شدن آسفالت نشیم😐

سوسکه رو تا کلشو نکند باز تکون میخورد. داداش یکم روش مایع ظرف شوییم ریخت(نمیدونم چرا)

بعد راضی شدیم بندازیمش آشغالی😐

 

۸ Like :)
1 بنده ی خدا ۰۴ تیر ۹۹ , ۲۳:۵۳

😂اون خونه امنیت نداره دیگه.

تو چاه دستشویی و تمام سوراخ هایی که به فاضلاب منتهی میشن،سوسک کشنده بریزید،پودره

سم پاشی کردیم حیاط و گاراژ رو غیر سرویس باید یه فکری کنیم😑😑

دقیقا منم همچین مشکلاتی با این موجودات بوق دارم :|

دیشبم اگر پری (هلما نبود) سوسک دیشبی  الان منو میکشت :| و بی باران میشدین :| رسما سکته ام داد :|

 

ولی قضیه من و تو فرق میکنه

ما سوسک تو خونه ببینیم گاهاً داداشم منو صدا میزنه و میگه باران بیا سوسک اومده بیا  بزنش :|

 

البته من فقط سوسک رو میزنم بعد یه دستمال کاغذی روش میزارم بعد به پدر ارجاعش میدم :دی

میگم پدر جان این سوسک رو اگر زحمتی نیست بندازین تو سطل زباله :|:)

نگمم خودش دیگه میدونه زیر اون دستمال جنازه یه سوسک بدترکیبه :|:)

 

 

ولی جداً بهترین سم بی بویی که برای سوسک جماعت یافتم تو اینمدت

قطره استریل گوش و بینی بود :دی

یعنی دو قطره که می ریختم روشون یهو خلاص میشدن :))

البته نه همشون ولی خب اونایی که از دریچه کولرمون میان اونا آره ولی اونایی که از چاه فاضلاب مون میان متاسفانه فقط سم قوی تاثیرگذار هست براشون :|

 

در کل عذاب من موقع خوابه که اینا عین مور و ملخ میان برای بی خواب کردن من :|:(

 

خدا به هر دومون صبر بده

 

++

با پستت هم کلی خندیدم :)

بخصوص اون قسمت چارچوب در اینا :))

مرسی :*

 

اوه اوه اوضاع تو که بدتره؟:|

روبه روی خونه ما آپارتمانه سوسکا ازونجا میان

اون سوسک فاضلابیا که منو یاد لاک پشتا نینجا میندازن دراین حد ارتقا پیدا کردن:|

نوش جان😊

1 بنده ی خدا ۰۵ تیر ۹۹ , ۰۳:۰۳

😶سوسک کمتر رو براتون ارزومندم

سپاس😐

حامد سپهر ۰۵ تیر ۹۹ , ۱۸:۴۶

بنزین میریختین روش اتیشش میزدین:)) بعدشم از دستشویی آویزونش میکردین تا درس عبرتی بشه واسه بقیه دوستاش:))

 

یه سوسک که اینهمه داد و بیداد نداره شاید فقط داشته از اونجا رد میشده:)

من توی پذیرایی میخوابم:| خوابم نمیبرد

از ما بعید نبود آخرش خونه رو اتیش بزنیم انقدر خونه رو بهم ریخته بودیم😁

بانوچـه ⠀ ۰۷ تیر ۹۹ , ۱۱:۰۷

مایع ظرف‌شویی :)) دیگه لحظات بحرانی آدم هر چیزی دم دستش باشه استفاده می‌کنه.

دیگه خلاصه نمیشد در اون لحظه ازش منطق کاراشو پرسید.همین که اومده بود مدیونش بودم😂

ترسناک تر از سوسکی که یهو پیداش می‌شه سوسکیه که یهو ناپدید می‌شه🥺😂

مخصوصا این بال داراااااا😩🤦🏻‍♀️

واقعاااا:|

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از blog بیان