تجربیات این سال های یک نیمچه معلم

 

1

از مدتی که شروع به تدریس کردم تماما به جز این ترم فقط به پسرا درس دارم..

هیچوقت فکر نمیکردم تدریس به دخترا انقدر برام سخت باشه کاملا با تصوراتم فرق داشت

من بوده با 20/23 تا پسر کلاس داشتم، که شاید از خودمم قد بلند تر بودن درسته بعد کلاس دیگه رمق نداشتم ولی واقعا ازون استادا بودم که کلاس دستم بود

یه وقتایی پا به پاشون به مسخره بازیاشون میخندیدم یه وقتاییم چنان تن صدامو میدادم بالا مثل بچه های خوبی گوش کنن

این ترم ولی در مقابل ده تا دختر کم اودرم..

عین سوهان روح بودن! این درحالیه سه چهار تاشون بچه های خوبی بودن. و میشه گفت سه چهارتاییم قوی بودن

ولی شش تای دیگه زیر خط فقر بودن...

بعضیا به شدن از خود راضی و از خود متشکر

بعضیا به شدت طلبکار 

یکی دوتا عشق میکروفون

و 80 درصد پررو! پروو.. قشنگ انگار فکر میکنن با نوکرشون طرفن

امروز برا فاینال برای اینکه هول نشن یه کوییز تستی توی گوگل فرم گذاشتم دوتا سوالش این بود نظرتون راجع به تدریس انتقاد و پیشنهاد

توی ده دقیقه اول سه نفر سین کردن که یکیشون نتونست وارد بشه اما من از طرف اون دونفر هشت تا جواب داشتم:)))

یکی با اسم خودشون داده بودن دوتا به شکلک یا اسمای عجیب و نظرشونو زده بودن بد و شکلک تهوع گذاشته بودن:)))

یکی دیگه نوشته بود بداخلاق ترین معلمی هستید که دیدم:))

یکی دیگه نوشته بود خیلی مهربونید همه چی عالیه:))

خلاصه بگم بهتون من 10 تا شاگرد دارم ولی بیست نفر نظر داده بودن:)) 70 درصد معتقد بودن کلاس خوبه و 5 نفر زده بودن بد

از یکیشون امروز درس پرسیدم خیلی هول بود.. گفتم آروم نفس عمیق بکش ببینم 

بعد با لبخند حمایتش کردم ولی خب ضعیف بود بعدش شروع کرد وویس دادن با گریه که تیچر تورو جون خودت منو نندازبابام میکشتم:|

 

 

2

اموزشگاه ما سه تا شعبه داره یکی فقیر نشین ترین منطقه شهر یکی دو خیابون بالاتر که یکم ازون منطقه پول دار ترن. یکیشون نزدیکای ما که میشه گفت منطقه خوب شهره...

و من میتونم به جرئت بگم بهترین شاگردام و درسخون ترین و مودب ترین شاگردام توی منطقه اول بودن که پایین ترین منطقه شهر بودن..

خیلیاشون با تیپای داغون صندل میومدن ولی درسخون و با ادب بودن وفوق العاده دوست داشتنی...

نمیتونم بهتون بگم چقدر دلم برا بعضیاشون تنگ شده..

همونا هم چقدر مادر و پدرای خوبی داشتن بعضیاشون مدام ازم تشکر میکردن که معلم خوبی بودم و باعث علاقه مندی بچه هاشون شدم

منطقه دوم که دو خیابون بالاتر بود.. اما کاملا متفاوت 

خودبزرگ بین ترین و پررو ترین هارو اونجا دیدم با اینکه بازم جز مناطق پایین بودن اما خیلی اذیت میکردن.. یادمه یه شاگرد داشتم اونجا انقدر بی ادب بود و حرفای رکیک میزد که گفتم جای این بچه تو کلاس من نیست و  وقتی مادرش اومد فهمیدم مادر مدیره و پدر دکتری داره!

بماند که انقدر بچه بی ادبی بود که رئیس خود آموزشگاه اخراجش کرد

و منطقه به نسبت بالاشهره.. این بچه ها یجور شسته رفتگی خاصی دارن.. شیطونن و اذیت میکنن اما درعین حال با زبون ریختن نمیزارن ازشون دلگیر شی..به درسخونی اون منطقه نبودن.. مثل اونا عاشق درس نیستن همه اشون شاید توی یه کلاس دو سه نفر عشق درسن بقیه بیشتر معمولین تا خوب

ولی من قشنگ ترین دوره تدریسم با اون بچه های خاکی منطقه اولیه گذروندم و امیدوارم دوباره با همونا کلاس داشته باشم

الانم که کلاس انلاین با دخترا داشتم با وجود اینکه ظاهرا تا این جلسه ندیده بودمشون میتونستم تشخیص بدم مال منطقه اولیه ان یا دو خیابون بالاتره..

 

۱۸ Like :)

چقدر خاطرات و حرفاتون دلنشین بود.

خدا بهتون صبر بده :)

خیلی اصلا:)))من این ترم آسفالت شدم

هیـ ‌‌‌ـچ ۳۰ بهمن ۹۹ , ۱۰:۲۵

این قضیه رو من در مورد حجم معرفت و جنس رفاقت هم تجربه کردم...

چه جالب،
الان که فکرشو میکنم بنظرمم آره منم تجربه کردم

پَـــــر واز ۳۰ بهمن ۹۹ , ۱۰:۴۶

چه جالب دیگه برای تشخیص خودکفا شدین^_^

واقعا چقدر تفاوت آدم حیرت میکنه:/

امیدوارم که ترم جدید روبه خوبی شروع کنین^_^

😅😅😅نه حالا دراون حد
آره

خدا از دهنت بشنوه🥺

نرگس بیانستان ۳۰ بهمن ۹۹ , ۱۱:۵۳

الهی دانش اموز بشم شاید معلمم تو باشی به روایت کامنت :) 

آقا ارادت😁😘

من دلم خواست شاگردت باشم :))

اقا قربان شما🥰😅

یه چیزی که تجربه کردم، اینه که اغلب آدم‌های سطح بالای جامعه و به خصوص توی سن‌های پایین، بی نهایت بی ادب هستن و بی نهایت نگاه بالا به پایین دارن. مثلاً فکر می‌کنن چون فلان قدر به آموزشگاه یا تو پول پرداخت کردن، دیگه برده‌ی اون‌هایی و حق دارن هر چیزی رو بهت بگن و هر خواسته‌ای رو ازت داشته باشن.

نقطه‌ی مقابلش، قشر متوسط رو به پایین جامعه است. کسایی که اتفاقاً احترام رو خوب می‌فهمن و حتا اگر شیطنت هم داشته باشن، باز محترمانه است نوع نگاهشون به آدم‌های اطراف. 

با واژه اکثرا موافق نیستم،
من توی قشر سطح بالا آدمای با شخصیت و خانواده های با شخصیت هم زیاد دیدم، این بیشتر به اون دسته از تازه به دوران رسیده ها بر میگرده.. که غالبا مادرو پدرشونم عین خودشونن، یعنی این رفتار طلبکار بچه از مادر و پدرش نشأت گرفته، یه چیزی توی همون مایه های اصالته:)

اینکه گفتم اکثراً برای این بود که حس می‌کنم در اقلیت نیستن. از اتفاق اون بخش قشر مرفه که ادب و احترام رو هم می‌فهمن از دید من در اقلیت هستن. 

من به همون مقوله تازه به دوران رسیده و اصالت ادما بیشتر معتقدم😊

همیشه دلم می خواست بدونم معلم ها از کجا می فهمیدن یه چیزی رو بلد نیستی که دقیقا همون رو ازت می پرسیدن...

 

یه جور حس ششمه نه ؟

حافظه تصویری زمانی که تدریس کنید قوی میشه بعد یک جلسه درس خون از تنبل ، شیطون از کسی که پرته کلا قابل تشخیصه..
از طرفی خود معلم بعد تجربه میدونه کدوم مباحث گیج کننده است و خوبم یادش میمونه زمان تدریسش کی حواسش به درس نبوده 😅

موافقم با اون قشری که گفتی 

همون قشر اول 

چه تو خودشون چه خانواده هاشون یه متانت خاصی دیده میشه که تو اون یکی های که گفتی کمتره !

 

منم شده این قشر ازم کلی تشکر کردند و کلی دعا که به بچه هاشون کمک و راهنمایی کردم.

 

 

 

+

خدا حفظت کنه خانم معلم دوست داشتنی رفیق خوب خودم ❤❤😘

 

 

متوجهم چی میگی


ممنونم عزیزم💚

چه تفاوت های ترسناکی

هرچند میگن تفاوت داشتن قشنگه

اما من دارم به اون زمانی فکر میکنم که بچه های این دو منطقه بزرگ میشن و تویه یک جامعه کنار هم قرار میگیرن

و ترسم از اینکه اون بچه های پاک و مهربون مناطق پایین تر تحت تاثیر روحیات اونها قرار بگیرن..

کاشکی میشد کاری کنیم که هرکس به خوبی وحدان کودکی هاش باشه

خیلی خاطرات بامزه و جذابی دارید💖💜

پ.ن :به عنوان یه دختر که مدرسه رو دارم تموم میکنم کاملا باهاتون موافقم

تدریس به دخترا خیلی سخته 😂

متاسفانه جای نگرانی هم داره.. نمیدونم انقدر تفاوت قشنگه یا نه
ممنونم که درک میکنی😅😅

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از blog بیان