۰•●کـاغـذ سفــید●•۰

هرچه تبر زدی مرا،زخم نشد جوانه شد..

۲۲ مطلب در آذر ۱۳۹۶ ثبت شده است

شب نوشت


وجدانن زلزله دست بردارنیست؟؟

واقعا این همه زلزله غیر طبیعیه!

زیر سراین آمریکا و اسراییل ملعون!:|


+الان همگی دور هم جمع شدید و آجیل میخورید سلفی میگیرید و فال حافظ؟

فقط ماییم که الان رخت خواب انداختیم و خاله دختر۲سالشو(مشهور به لولی خانم)گذاشته کنارم..وهرغلتی میزنه یه بار پاشو میزنه تو صورتم:|

ازین مغلطه های بامزس..

سر همین من بهش میگم لولی خانم..

جالب اینه اینکار باعث شده منو اینجوری میشناسه تمام اعضای خانواده به اسم صدامیزنه ولی منو لولی خانم:|

داداش پنج سالشم موهامو که هنوز نم داره میکشه میگه بو کیک میده:|:))

با اینا یلدامونو سر میکنیم:|


راستی یلداتون مبارک!

  • ۱۴ پسندیدم:)
  • ۱۴ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • پنجشنبه ۳۰ آذر ۹۶

    من امروز...


    22:15دیشب

    _بهارنارنج گریه نکنیا..

    +نه بابا خیالت تخت بگیر بخواب


    9:45امروز

    @خوبی؟

    +آره بابا, دردم نگرفت:)


    10:06امروز

    _گریه نکردی که دیشب؟

    +نه بابا,جون سخت تر ازینام:)قویم کرده زندگی


    وچه شبی شد و روزی شد امروز..

    که صبر بر درد نه از همت مردانه ی ماست..صبر ازوست:)


    *اگر حرفی حدیثی بیت شعری چیزی براگفتن هست خصوصی بفرمایید:)

    به قولی:

    دوستان بدی خوبی اگر ناراحتتون کردم اگه رنجوندمتپن در این پاییزی که گذشت حلال کنید دیگه

    خواستم بگم برا زمستون هم برنامه دارم



    خدایا شکرت..

  • ۹ پسندیدم:)
  • ۸ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • پنجشنبه ۳۰ آذر ۹۶

    روزنوشت

    1

    راجع به تناسخ حرف میزنن

    میگه میگن ممکن روح توی کالبد حیوان بره..

    میگم باورندارم..ولی اگه بود شک نکن خیلیا  قبلا گاو بودن:/


    2

    امروز پایان کلاس رفتم پیش استاد پیرو فرزانمون(همون فسیل)سوال پرسیدم ازش..

    کتاب گرفت یه نگاه انداخت بست داد دستم کیفشو جمع کرد رفت:|


    3

    باز هم کلاس تفسیر بازم من حوصله ندارم..

    امروز تالار یادواره شهداست و من سر کلاس 

    حذفیات نمیگه تا دوهفته دیگه بکشونمون کلاس

    بترس ازدعای دانشجو بترس!


    4

    قال بهارنارنج علیهاسلام :

    تو چه دانی که هرزنامه ها پر از کامنت هاییست که فرستنده هایشان گمان میکردند زرنگی کرده اند!

    وبیان زرنگ تر است


    +۴۰۰مین پست منتشر شده:)

  • ۸ پسندیدم:)
  • ۹ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • چهارشنبه ۲۹ آذر ۹۶

    ماهیچ..ما نگاه..



    پسرخاله بعد ازکلی دوندگی برای سرکار رفتن با مدرک لیسانس ودرحال گرفتن فوق لیسانس, فوق دیپلم ارایه داد..

    فاجعه یعنی برای اینکه بری سرکار واسه یه لقمه نون باید دوکلاس بی سوادتر باشی..

    فارغ التحصیل دانشگاه دولتی حالا رفته مدرکشو بگیره..

    دانشگاه گفته باید سابقه دوسال کار دولتی با بیمه داشته باشی تا مدرکتو بدیم بری سرکار

    منم همون لحظه باوجود اینکه با پسرخاله غیر سلام و خداحافظ حرفی نزده بودم تا اون لحظه گفتم:برو بگو د آخه نه که تنوع کار دولتیم خیلی زیاده داشتم میخواستم کار با بیمه ول کنم برم سر قبر بابات کار کنم؟؟

  • ۲۰ پسندیدم:)
  • ۲۲ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • دوشنبه ۲۷ آذر ۹۶

    روزنوشت خیلی خلاصه


    1

    به حدی زلزله اومده که زمین میلرزه من اعلام میکنم چندریشتر بود حدسی,درستم درمیاد


    2

    ماکارونی درست کردم به سبک جدید..اصن طلا..

    شاید خنده دار باشه,وبه عنوان یه خانم گریه دار,من هروقت پیاز خرد میکنم سردرد میشم


    3

    بعد یک هفته میخوام روتختم بخوابم لحظه ای که دراز کشیدم ۴ریشتر لرزید..منم که شاخکام قوی شده بلافاصله میفهمم 

    تازه ریشترشم میگم

  • ۱۰ پسندیدم:)
  • ۹ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • شنبه ۲۵ آذر ۹۶

    قبر


    مدت هاست شاید سالیانیه که یه آرزو دارم..

    اونم اینه که قبل از مردنم به قبر برم..

    هفته ای دو هفته اصلا ماهی یکبار میشد تا توی یک قبر ساعتی دراز بکشم..

    میدونید بنظرم آرامش بخش..

    وقتی که دلت از دنیا گرفت..

    وقتی گره خورد تو کارات و به هر دری زدی بسته بود..

    وقتی آدما ازارت دادن به ناحق و رنجوندنت..

    وقتی نمیدونستی کدوم کار درسته..

    بری اونجا...

    دراز بکشی..آروم میشی..

    اونوقت که میفهمی چی خوبه چی بده..

    میفهمی کجا اشتباه رفتی و کجا باید میرفتی و نرفتی..

    دلت باز میشه از ادما..

    چون یادت میوفته دیریازود گذرت به همین خونه میوفته شاید امروز شاید فرداها..

    میدونید..

    خیلی دلم میخواست..

    میشد برم بخوابم توی قبر فکر کنم اروم شم برای خودم دعا بخونم..

    ولی نمیشه..

    دلیل اصلیش اینه من دخترم..

    وخیلی دلایل دیگه که باز برمیگرده به دختر بودنم:)

    چه خوب میشه ولی اگر میشد..


    :)

    Photo is kodeman@azin sobata

  • ۱۲ پسندیدم:)
  • ۱۵ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • پنجشنبه ۲۳ آذر ۹۶

    روزنوشت


    1

    دوروز پیش با یکی از دوستان داشتیم در عالم مکاشفات غرق میزدیم..

    بسی حال معنوی پیدا کرده بودیم..

    بحث جدی هردو تو حس که این دوستمون میخواست بنویسه چشم بصیرت..

    زد و نوشت پشم بصیرت!

    :)))

    یعنی علنا پاشیدیم..

    درنظر بگیر پشم سیاه از نوع بصیرت:دی


    2

    وقتی بهارنارنج در خانه ورزش میکند..

    +من میتوانم من می توانم..

    ۳۰ثانیه بعد

    +من میتوانم من میتوانم

    صدای گاپ می آید همه بیرون میپرند

    +من دهنم سرویس شد دیگر نمیتوانم:|


    3

    و وقتی مجبورم صندلی شاگرد ون بشینم مصیبت دارم..

    از سردر اومدم گفتم اقا ازادی یه دختره پرید سوار شد و من مجبور شدم جلو بشینم..

    راننده خواست سوار شه که من کیفمو انداختم رو صندلیش:|

    اومدم سوار ش دیدم باز نمیتونم..

    گفتم ببخشید..گوشیمم گذاشتم رو صندلیش,

    راننده ام حیرون نگاهم میکرد..

    حالا مونده بودم خودمو جمع کنم سوار شم,یا چادرمو جمع کنم:|

    خلاصه بعد از کلی بنده جلوس فرمودم و گذاشتم راننده بیچارم بشینه که همون دختر گفت اقا من مشکلی پیش اومده کنسل باید پیاده شم

    من:|

    راننده:/

  • ۸ پسندیدم:)
  • ۱۶ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • سه شنبه ۲۱ آذر ۹۶

    ماداگاسکار


    اسکیپر:

    سرباز جوان!دوست,

    دشمنیه که هنوز حمله نکرده!

  • ۸ پسندیدم:)
  • ۱۱ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • دوشنبه ۲۰ آذر ۹۶

    غرق شدن



    +میدونی کی تو دریا غرق میشه؟

    _معلومه,اونکه شنا بلد نیست!

    +نه,اونی که شنا بلده غرق میشه..

    اونی که شنا بلدنیست دریا نمیره!

  • ۱۰ پسندیدم:)
  • ۸ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • شنبه ۱۸ آذر ۹۶

    موقت


    و وی به شدت حالش بدشده و در مرز گریه کردن است..


    بیان این خز بازیا چیه درمیاری؟:/


    بلاگ تلخ شیرین مثل زندگی .اسپراندو..روزگار یک مهندس گتسبی هم فک کنم جزء اسماشون بود:/

    کجا جمع کردید برید؟

    بابابمونید..

    بودین خب:|

    چرا سروبلاگ خالی میکنید؟

  • ۸ پسندیدم:)
  • ۲۱ ديدگاه
    • بهارنارنج :)
    • جمعه ۱۷ آذر ۹۶