دقت کردین؟

 

یه چیزی رو دقت کردین؟

آدما همیشه با کسی که مراعتشونو بیشتر از همه میکنن و دوستشون دارن نامهربونن؟ بهشون زور میگن؟

این اوج بیرحمانه نیست؟

در عوض مراعات کسی میکنن که ذره ای براشون ارزش قائل نیست و مراعت هیچ کسی رو ندارن

۳۰ Like :)

واقعا چرا اینجوریه؟!

البته بهش فکر کردم ... ولی می‌خوام نظر شما رو بدونم +_+

نمیدونم ولی مثالشو به کرات دیدم

Mohsen Farajollahi シ ۲۲ تیر ۰۰ , ۲۰:۰۰

نمیدونم چرا متوجه آپدیتای اینجا نمی‌شدم. خوشحالم ستاره اینجا باز روشن شده! :)

شاید بخاطر اینه سعی میکنیم با آدمایی که دوست داریم راحت باشیم و بهتر بگم «خودمون» باشیم. نمیدونم واقعا... ولی اگر حرفتون درست باشه پس اونوقت هر وقت فردی دچار تغییر شد و مراعات کرد اون زمان باید نامهربونی‌های اون یکی شخص شروع بشه.

من خودم تصمیم گرفتم آدمایی که برام ارزشی قائل نیستن رو ول کنم و فقط با آدمایی باشم که مراعاتم میکنن و براشون مهمم. اینطوری زندگی خیلی بهتره واقعا.

چقدر دلم میخواست وویس بزار در جوابا😅

شاید شروعش اینه که خودمون باشیم و راحت باشیم اما گاهی این خودمون بودن انقدر با خودخواهی همراه میشه که موجب ازار طرف و ندیدن اون میشه...
یا اون خیال راحته که هستن همیشه، همیشه کنار میان همیشه میبخشن نمیرن... نمیدونم

مترسک هیچستانی ۲۲ تیر ۰۰ , ۲۰:۰۵

تا بوده این چرخۀ باطل هم بوده...

تلخه

یاس ارغوانی ۲۳ تیر ۰۰ , ۱۴:۱۷

واقعا خیلی عجیبه :(

بله متاسفانه

میرزا مهدی ۲۳ تیر ۰۰ , ۱۸:۱۹

یه جور پناه بردنه. مثل اینکه یه بچه رو در حضور مادرش دعواش کنن و اون بچه با مشت بکوبه به مادرش و اینطوری انتقام بگیره. یه جور پناه بردنه به نظرم.

گناه مادر چیه؟
چرا اون مادر باید محل خالی شدن خشم اون بچه باشه؟

میرزا مهدی ۲۴ تیر ۰۰ , ۱۲:۲۷

مادر گناهی نداره مگه ما وقتی از عالم خسته میشیم و سر خدا غر میزنیم، به این معنیه که خدا گناهی کرده؟ نه. خدا مأمن ماست و مطمئنیم که در کُنش غرهای ما واکنش سخت نشون نمیده. مثل یه مادر. مثل اون دوستانی که شما اشاره کردید. خودت خوبی؟ :)

خب اون خداست ما ادمیم خب ما گناه داریم

خوبم شکر شما خوبین؟

شکرانه ... ۲۶ تیر ۰۰ , ۱۷:۴۱

اینکه احترام ما آدم ها دست خودمونه و خودمون هستیم که مرزهای رفتاری و شوخی های بقیه رو تعیین میکنیم قبول دارم و بنظرم انقدر مهمه که باید روی خودمون کار کنیم چطوری میتونم خودم و خط قرمزهام رو به بقیه معرفی کنم.(چون یه بخشی از این قضیه تقصیر خودمونه که نتونستیم حریم ها رو مشخص کنیم و نتونستیم به طرف مقابل بگیم من با این رفتار مشکل دارم و اون شخص هم اصلا روحش خبر نداره من دارم اذیت میشم.)

 

ولی واقعا آدم ها حواسشون هست که خوبای اطرافشون رو از دست ندن و برای اونا بیشتر ارزش قائل باشن.

اگر هم اینطور نباشه و ندونن ارزش خوب بودن چقدر زیاده بنظرم اسراف محبته برای این افراد انرژی گذاشتن.

یا خوشبینانه اش اینه خوب بودن از نظر اونا تعریف متفاوتی داره که در اون صورت هم به خاطر اختلاف نظرمون توی ارزش گذاری ها و شخصیت ها ترجیح خودم اینه فاصله ام رو با اون شخص بیشتر کنم در حد دورهمی ها و دوری و دوستی.

 

مگر اینکه دلیل دیگه ای داشته باشم برای وقت گذروندن با اون آدم که در اون صورت چون انتظار جبران و انتظار فهمیدن طرف مقابل رو ندارم باهاش کنار میام...

همه حرفای شما منطقی و درسته اما در ابعاد دیگه
من مخاطبم اون دسته از ادما نیست که فقط باهاشون وقت میگذرونیم که قدر خوبیمونو بدونن و اگر ندونستن حذفشون کنیم
منظورم رابطه های خیلی نزدیک تره..
دختری که از مادر پیرش مراقبت می‌کنه و مادر بدون دختر نمیتونه تحمل کنه میدونه هم تنهای کسی که با بداخلاقیش راه میاد این دختره ولی احترام همه عالم و ادم داره غیر این طفلک.. یا همون مثال میرزا مهدی بچه اذیتش میکنن میره مادر میزنه زورش به بقیه نمیرسه ناراحتیشو سر مادری خالی میکنه که میدونه فقط اونه که انقدر مراعاتشو میکنه
زنی که خستگی های شوهرشو درک میکنه و همراهیش میکنه و گاهی زیادی کمک میکنه ولی مرد خیلی وقتا اون مراعاته رو نداره

یا حتی یه مثال پرت بزنم.. زمانی که یک زوج اولش میخوان همون جذب کنن چقدر خوش پوشن اما بعد یه مدت زیر یه سقف بودن علی رغم مهر زیادی که بینشونه و پوشش دیگه مطرح نیست چرا زشت ترین و شلوار کردی و... برا هم میپوشن ولی کت شلوار و لباس شیکاشونو بیرون؟ مگه اون زن یا مرد بیشتر از هرکس دیگه حق نداره همسرشو مرتب و زیبا ببینن

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از blog بیان