قهقهرا



و انتهای تنهایی اونجاست که دیگه نه منتظر کسی هستی..

نه امیدی به پیام کسی داری...

همون لحظه که دست از تمنای درونی ای برمیداری که هیچکس جز خودت ازش خبر نداشت..


۲۲ Like :)
محبوبه شب ۲۸ تیر ۹۸ , ۲۱:۳۲
هاع؟؟؟

چی؟

مِلوچِک . ۲۸ تیر ۹۸ , ۲۲:۲۵
ولی خب بازم منتظر بودن از همه چیز بهتره،حتی بی امید

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد

بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست

یکی از مراحل ِ عمیق تنهایی است
اما انتهاش نیست

امیدوارم به انتهاش نرسی هرگز

خنده میبینی ولی از گریه ی دل غافلی

خانه ی ما اندرون ابر است و بیرون آفتاب

قطعا اون انتهای تنهایی جای ساکتی برای مطالعه است ;d

اصولا شبی نیم ساعت کتاب میخونم،و هفته ای میشه دوتا کتاب کوچیک حدودا مگه ابنکه بالای 140/50ص باشه که یه هفته طول بکشه،یکی از کتابام ولی چندوقته هی کش میاد،رفته رو مخم:|

میرزا مهدی ۲۹ تیر ۹۸ , ۰۹:۱۴
آخــــِــی... تو را چه شده است؟

مرا هچطور نشده است:|

حامد سپهر ۲۹ تیر ۹۸ , ۱۵:۳۹
انتهای تنهایی جای خوبی بنظر میاد:)

اگه به شکل موفقی باهاش کنار بیای میشه قدرت

گندم بانو ۲۹ تیر ۹۸ , ۱۹:۵۴
یعنی میگی انتظار پیامای پر مهر منو نمیکشی؟!!!! :/

اخه توام میای میپرسی تو که مسکن خور نبودی چی شده انقدر حالت بد شده،بعد میری یه هفته بعدمیای🤔😒😅

گندم بانو ۳۰ تیر ۹۸ , ۰۸:۵۲
نااااامرد!!! من خودم تو اوج مسکن خوردن اومدم حالتو پرسیدم! :))))))

عاغا قبول:))))

من نیز چنینم :| :)

😊🤗

دقیقا خود خود منم :)

:)

شبهای روشن داستایفسکی رو خوندین ؟ روایت شخصی ست از همون نقطه ؛ از انتهای تنهایی ...

اگه نخوندین بخونین بنظرم

 

نه ولی بنظر کتاب قشنگی باشه ممنون از پیشنهادتون:)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از blog بیان