اعتراف قشنگ



زری  دختردایی فاطمه ویارش بعد از بیشتر از10سال عاشقی بهم رسیدن:)

بعد اون همه مخالفت خانواده ها...نامزد کردن زوری جفتشون بلاخره بهم رسیدن

فیلم عروسیشونو دیدم یه حس عجیب داشتم زری میرقصید ومیچرخید و دوماد محو تماشاش 

بالبخند فقط دست میزد..حتی یه لحظه چشم ازش نگرفت:)

وخانواده هایی که حالا خوشحال بودن 

اون حس نابی که اون دوتا داشتن..حسی که این روزا پیدانمیشه ونیست و بدجور دلم خواست:)

هرچقدر هم کتمان کنم ولی اون حس ناب واقعا دلم خواست:)

۲۹ Like :)
آسـوکـآ آآ ۲۷ دی ۹۶ , ۲۳:۱۲
پیش بیاد برات بانو جان :)

ممنون:)

هاژ محمود ۲۷ دی ۹۶ , ۲۳:۲۴
سلام

ان شاالله بهترین ها نصیبتون بشه :)

سلام


همچنین:)

آشنای غریب ۲۷ دی ۹۶ , ۲۳:۳۰
چی بگم آخه 
و 
چی بهتر از این که دو معشوق واقعی بهم برسن

لذت وصل نداند مگر آن سوخته ای 
که پس از دوری بسیار به یاری برسد

:)


اوهوم

گلاویژ ... ۲۸ دی ۹۶ , ۰۵:۰۵
خوشبخت بشن :) 

آمین:)

سه ‌شنبه ۲۸ دی ۹۶ , ۰۹:۵۸
۸ پسندیدم:)

ده سال عقب افتادنشون از زندگی رو‌ چجوری جبران میکنن خانوادشون ؟

چی جبران شد این جبران شه؟:)



گرچه هیچ پدرمادری بد بچرو نمیخوان،ظلمایی که میشه از رو خیرخواهیه مثلا

:)

:)

خوشبخت باشن همیشه:)

:)


ممنون

۱۰ سال واقعا زیاده! ولی خدا رو شکر آخرش خوب شد. :)

بیش از10سال:)

مریــــ ـــــم ۲۸ دی ۹۶ , ۱۲:۴۶
امیدوارم زری دختر دایی فاطمه و یارش این حس نابی که نمیخواید کتمان کنید که شماهم دلتون میخواد و چه بسا منم و خیلی های دیگه هم دلشون میخواد رو بینشون تا سالیان سال باقی بماند
:|

:|

باش

دست نویس ۲۸ دی ۹۶ , ۱۳:۴۳
ان شاءالله که خوشبخت شن
شما هم ان شاءالله به حس نابتون برسی
موفق باشی

آمین:)


ممنون

علیـ ــر ضــا ۲۸ دی ۹۶ , ۱۳:۴۸
با آرزوی چنین حسی برای شما
هست نگران نباشین 😊

ممنون


به قول شاعر
نیست درشهر نگاری که دل ما ببرد:))

آقای دیوار نویس ۲۸ دی ۹۶ , ۱۵:۵۰
خداروشکر اخرش خوب بوده :) 

اوهوم:)

من فرزند آدم ۲۸ دی ۹۶ , ۱۶:۴۳
سلام

:|

سلام:|

علی آقا:) ۲۸ دی ۹۶ , ۲۲:۳۷
بله از این حس ها رو هم جوون هایی که میبینن زن و شوهر جوون دست بر دست هم کنار هم میرون و قربون صدقه هم میرون
یا همون حس شما نسبت به عروسی در هر جوونی که زودتر اتفاق بیفته زودتر خودشو برای زندگی مشترک آماده کنه که با ورود شریک زندگی به زندگیش یه دل سیر قربون صدقش بره:))

نه من ازین حسا پیدا نمیکنم عموما:)


اینا فرق داشت حسابشون

علی آقا:) ۲۸ دی ۹۶ , ۲۳:۰۴
به زودی زود مطلبی در وبتان ان شا الله نشر خواهد شد بعنوان
«بهار نارنج خانه بخت می رود»

:)))


هرچی خدا بخواد:)

مَرمَر :)) ۲۹ دی ۹۶ , ۲۳:۲۱
خوش بخت شن :)
و امان از مخالفت خانواده ها!

:)


گاهی وقتا مخالفتا کاملا به جاست البته:)

فقط گاهی

:)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از blog بیان