خاطره طوری

 


اول دبستان بودم..

یه روز تو مدرسه تعزیه بود..ما هم رفتیم همه اشک میریختن یکی ازبچه هابود که دیگه جیغ میزد علنا خیلی گریه کرد..

حالا من هرچی زور میزدم اشکم نمیومد..:|

هرکار کردم حتی اشک مصنوعی نمیشد:)))حتی فکر تف هم افتادما:))

همچین بچه ای بودم:)))

ولی مراسم طولانی بود جواب نمیداد دهنم خشک میشد..:|

خلاصه اخرای مراسم بود که کم کم موفق شدم..هیچی دیگه مراسم تموم شد کسی نبود گریه منو بند بیاره:)))

خودمم مونده بودم فازم چیه..

همون موقع دخترعمم دبیرستانی بود اومده بود بهم تغذیه بده ازخودمو جا گذاشته بودم..

بغلم کرد منم این چشمه ی جوشانم ول کن نبود:))

خلاصه هرکی رد میشد فک میکردن من همون بچه هم که جیغ میزد از شدت گریه:|

بعد به دخترعمم میگفتن این بچه خودشو هلاک کرد:)))

دیگه هیچی بعد نیم ساعت این چشمه ی جوشان ما دست برداشت:))


خاطرات یخ اول دبستان:دی  به پیشنهاد سناتور تد(داخان)
۹ Like :)
معصومــ ـه ۱۰ بهمن ۹۵ , ۲۲:۳۵
ای جان D: 

D:

من این مشکلو تا آخر راهنمایی داشتم!!!! هیچ‌جوری گریه‌م نمیگرفت!!!!
یواش یواش یواش الان به جایی رسیده که با رمانای نود و هشتیا هم میتونم گریه کنم حتی!!! :/

:|عین من

هاژ محمود ۱۰ بهمن ۹۵ , ۲۲:۴۳
سلام :)

سلام:)

هَشت حَرفی ۱۰ بهمن ۹۵ , ۲۲:۴۴
دیگه شمارو جو گرفته بوده عمیــــــــــق :)) ما که تو دوران دبستان و راهنمایی، موقع دهه ی محرم، صرفا تو فکر آش و شله زرد و حلیم و کیک و شیرداغی بودیم که بهمون میدادن. یکمم اون بین سینه میزدیم :)) فیلماشو دارم :)))

:)))شدیدا!به ما نمیدادن پس مجبوربوذیم به اشک زوری قانع شیم:))

چه خوب:))

سِناتور تِد ۱۰ بهمن ۹۵ , ۲۳:۰۸
خیلی لطف کردی :)))
ممنون داغان

خواهش داخان:دی

دچــ ــــار ۱۱ بهمن ۹۵ , ۰۹:۴۴
خیلی قشنگ بود خاطره :))

D:

•°*”˜♫ raha ♫˜”*°• ۱۱ بهمن ۹۵ , ۱۳:۴۴
خخخ

هیچ وقت نتونستم تو مدرسه گریه کنم . هیچ وقت خخ

:/

:))))
مشکل منم هست  و هنوزم حل نشده ... تو هیات بیشتر خوابم میگیره تا گریه!

:))

من با اکثر مراسما متاثرنمیشم هیچ گاهی عصبانیم میشم..
ولی بعضیارو...باید های های گریه کرد به حال خودت:)

زوج مهندس ۱۱ بهمن ۹۵ , ۱۷:۳۳
خخخخ
😁😂😂😂

:))

:)))

:)))

منتظر اتفاقات خوب ۱۱ بهمن ۹۵ , ۲۰:۲۵
الهیییی:)))

خداحفظم کنه:))

دَخـتَرِ پَــریــان ۱۱ بهمن ۹۵ , ۲۰:۳۳
آخی :)

:)

:)

:)

شرف الدین ۱۳ بهمن ۹۵ , ۱۰:۲۰
اگر اعلام میکردند بعد از مراسم غذا نمیدند، از همون اول چشمه جوشان جاری میشد!! :))))))

:))))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از blog بیان