جیرجیرک


جیرجیرک پیر
دست پاچه و حیران
جفتش را تکان می داد که پاشو خانم
پاشو به خدا اشتباه نمی کنم
صدای بچه ها می آید.
فکر کنم به دیدنمان آمده اند.
لولای در هم آهسته می خندید و
به باد می گفت
بی شرف کرم نریز
به خدا
گناه دارند


+بامزه است نیست؟:)

۹ Like :)
بود

بود؟

ما جــــــــღــــــدہツ ۱۸ شهریور ۹۷ , ۲۰:۳۵
بامزس:)

:)

چقدر لطیف و قشنگ بود

آره

بامزه که هست... ولی گناه دارن خب :(

آره:)

حـ . آرمان (استاد بزرگ) ۱۸ شهریور ۹۷ , ۲۱:۰۹
تشبیهش بسیار عالی بود.
از یه حقیقت تلخ.

آره بیانی بامزه برای یک تراژدی

چرا اتفاقا خیلی بامزه بود :)
 
ولی دلمم کباب شد ...

سلام:)


آره

ای باد ناقلا

نوشته ی تلخی بود یاد سرای سالمندان افتادم و چشم براهیشون:(

بیان بامزه ای برای پنهون کردن یه تراژدی بود

+ درد داره...

آره:)

خیلی باحال بود

خودتون گفتین ؟؟؟
نه بعید میدونم
شما معمولا حرفاتون به ماهیتابه ختم میشه


برچسب زدم که:|


رسول ادهمی

دلتونم بخواد گگگگ

بامزه

آهان:)

مجهول الحال :) ۲۰ شهریور ۹۷ , ۱۲:۴۰
اره خیلی خوب بود :)

:)

کاش پرسش سر بامزه بودن نبود!
این حرفا شاید برا بعضیا شوخیا باشه اما اگه تو موقعیتش باشین و دچار شده باشین واقعاً سخته 
امیدوارم هیچکسی گرفتار همچین انتظاری نشه ...

لحن و شکل بیانش با مزه بود:)



بله همینطوره

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از blog بیان