روزنوشت


1

خانومای میانسال که اضافه وزن دارن باشگاه زیادن خب اونا با وزنه سنگین کارنمیکنن برنامشون متفاوته,داشتم پرس پا میزدم اومده بایه حرصی میگه:خب تو۴۰کیلو وزنت هست که۴۰کیلو میزنی؟؟

+آره۴۰+۷کیلوام:|

_اونوقت خوبم میخوری بعد باشگاه دیگ اشتهات زیاد میشه نه؟

+نه!

_اه چه مسخره بازیا چه وضعشه!

ورفت:|

من:|


2

دارم تو ماشین صحبت میکنم که با دوستم برنامه ریختیم بریم جایی

داداشم با خنده به حرف من:وای وای مامان این اعجوبه است!حیف به خدا نگهش داریم برا خودمون:|

:|

انگار من دلقکشم:|


چند دقیقه بعد

_سمیرا استاد زبانمون گفت اکسنتمو دوست داره(همون لهجه)

+بخاطر فیلمایی که میبینی!صحبت کن ببینم

یکم صحبت کردم گفتم:آفرین آفرین هزار ماشاالله خیلی خوبه دوست دارم اکسنتتو!حالا خام(یه چیز دیگ گفتم:دی)شدی فیلماتو بدی منم ببینم؟

_نع,نمیدم^_^

+یعنی حالم بهم میخوره از صدات و اکسنتت باهم:|


3

+میخواستم براتون چندتا عکس بزارم بابام مودمشو قایم کرده از دیشب-_-

+بابا مودمتو بردارم؟

_نه

+اا بابا؟کارش دارم!

_قایمش کردم پیداش کردی برش دار!:|

+خب پاشو دو دقیقه

_شب بخیر:|


4

قرار شد صبحی بریم صبحونه بیرون

بابا:حلیم و آش یا کله پاچه؟

من:آش

بابام حلیم و آش یا کله پاچه؟

داداشم:آش

دو دقیقه بعد

_سمیراااااا؟

+بله؟

_آش یا کله پاچه؟

+آش:|

نیم ساعت بعد

بابام:حالا امروز کله پاچه بخوریم یه صبح دیگه آش!اشکال نداره؟

ما:نه:|





+این یه هفته ای که مسافرت بودم داداشم به مامانم گفته بود:مامان فکر نمیکردم سمیرا انقدر تو خونه نقش کلیدی داشته باشه و کمبودش انقدر حس شه^_~

۱۱ Like :)
اون موردِ صبحانه :))) عالی بود :)))
این مدل نظرخواهی توی خونه‌ی ما هم هست اما مامانم می‌پرسه و بعد همونی میشه که داداش بگه :|

+ دخترا کلاً نقش‌شون کلیدی هست! :)

:)))اره...


خداحفظمون کنه^_^

یــاسـᓄـךּ ●‿● ۰۸ شهریور ۹۶ , ۱۲:۵۳
خخخخ
همیشه به شادی و خوشی :)

سلامت باشید

:) خخخخ
نیز باز از مورد شماره آش یا کله پاچه!
البته من از کله پاچه متنفرم :|

من دوست دارم..سیرابی و ابو چشششششششم^_^

میدونم بهم نمیاد:دی

چیزی برای گفتن نبود !!!!!!!!!!!!!!!!!!


صبحانه ،باشگاه ،برنامه تفریح با دوستان!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

آخریش خوش بگذره!!!!!!!!!!!!!!

سلامت باشید:)

ماجرای صبحانه جالب بود!

بله:دی

علیـ ــر ضــا ۰۸ شهریور ۹۶ , ۱۴:۲۰
چقدر تو مظلومی ! 
با این اتفاقات 😓 

:دی

اره من نماد مظلومیتم اصن

منتظر اتفاقات خوب (حورا) ۰۸ شهریور ۹۶ , ۱۶:۳۷
آش:-))))))
بابا نقش کلیدی *_^

بله ن پ چی^_^

ببخشید کبریتای بارون خورده و خیستون رو سر کدوم چاررا می‌فروشین خانوم کوزت؟! :))))

ضمن عرض سلام,شما آدرس بدید با پست میفرستیم براتون:دی

ســـــر باز ۰۸ شهریور ۹۶ , ۲۱:۵۲
بعلهههه :)

کی از مشهد اومدی؟

یکشنبه رسیدم:)

شکر

دُچــــ ــــار ۱۱ شهریور ۹۶ , ۱۲:۱۲
اصلا صدا و لهجه و حتی فیلمات :)

وات؟:/

نفهمیدم چی شد الان:دی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از blog بیان