خاطره طوری+یک سوال مهم


1

اگه یه روز تو تلویزیون اعلام کردن دخترکی از وحشت صدای سوت دیگ به رحمت خدا رفت..شک نکنید منم:|

یعنی بعد این همه آشپزی هنوز از صدای دیگ وحشت دارم وصداش که میشنوم از جا میپرم و تا10دقیقه قلبم مثه گنفیشک میزنه و دست و پام میلرزه:|

اصلا صدای کوفتیش با روحیه من سازگار نیست:|

 من جهازنخریدم هنوز وتا وقتشم نرسه نمیخرم ولی این یه قلم دیگ دارم:|

خیلی ازش تعریف کردن گفتن صدا نمیده!:))))

یعنی اگه توخونه بابام سکته نکردم از صداش احتمالا خونه خودم خطر مرگ توسط سوت دیگ تهدیدم نکنه:|


2

خالم دوتابچه داره..واین دوتا از جمله معدود بچه هایین که برام به شدت عزیزن

پسرخالم کم تر از5سالشه ودختر خالم حدود2سال داره فک کنم..

انقد این دوتا با مزه ان!

پسرخالم با باباش رفته بود بیرون نمیدونم چی شده بود که رسیده بود خونه باکلی ذوق برا مامانش تعریف کرد

بعد گوشی مامانش گرفت وزنگ زد به من(ما تو راه خونشون بودی)

_الو؟

+الو سلام محمد خوبی؟

_بهااااااااااااااااااار نارنج؟؟؟یه مششــــــکل(کر شدم)

+چی شده؟

وشروع کرد باذوق و انرژِی که رفته بوده با باباش بیرون و دوتا میشین خوردن بهم تصادف شده دعوا شده بابام رفته دنبالش زنگ زدیم پلیس اومد وبردشون زندان..بعدکه خوب تعریف کرد و راحت شد تلفن قطع کرد:|

 رسیدیم خونشون

من زودتر وارد شدم تا منو دید باز با همون شوق اومد تعریف کرد وسطش بابام اومد منو ول کرد رفت پیش بابام :|

وبا ذووق عمو یه مشکـــــلل...

وبعد ازونم گوشی برداشت دونه دونه شماره ی پسر خاله و پسردایی عروس خاله ها و دایی و ها دوماداشونو گرفت وبرای تک تک تعریف کرد

دیروز زنگ زدم با خالم حرف بزنم دیدم داره جیغ میکشه از دور میگه :به بهار نارنج بگو یه مشکــــــــــل:))))

میگم چی شده خاله؟

خالم گفت از رو اُپن پریده پاش دچار کوفتگی شدید شده بستنش نمیتونه راه بره بیاد تلفن برداره زنگ بزنه جیغ میزنه من تعریف کنم:))

ازون طرفم فاطمه برای خودش پادشاهی میکنه تو خونه میره میاد میره جلو تلویزیون وایمیسته صداشو کم و زیاد میکنه هرچی هم اون جیغ میزنه انگار نه انگار:))

صداش اومد باز:گفتی یه مشکـــــــــل؟؟؟بهار نارررررررررررررررررررررررررررنج؟؟؟میگم یه مشکـــــــــــــــــــــــل میشنوی؟؟؟:)))


گودزیلاها به روایت تصویر(ساعت یک نصفه شبه و موجودات مقاوم در برابر خستگی:|)


سوال مهم3

مشکل دستان خالی چیه که نمیخونید؟؟

جذاب نیست عیب داره؟زمان انتشار پستا خوب نیست؟دوست ندارید؟چیشو دوست ندارید؟بگید رفعش کنم..اینجوری دلم میگیره استقبال کمه:(

قالبش انشاالله هفته دیگه ردیف میکنم(من تماشاچیم فقط نظر میدم زحمتش بایه دوست دیگست:دی) وسعی میکنم بیشتر وقت بزارم روش..

ولی اگه نقصی عیبی هست بگید لطفا



۸ Like :)
واسم جالب بود.

:|
چه جالب که جالب بود:/

هاژ محمود ۱۵ تیر ۹۶ , ۱۴:۰۹
سلام

ب شخصه ب نظرم چون اینجا فضاش فانه یا بعضا فانه بیشتر میشه حرف زد!

اما اونور فضاش جدی و معنویه!
ما هم بی معنوی! :|
واسه همین ی خورده حرف زدن سخته!

سلام



الان من خیلی معنوی بنظر میام؟:/

محبوبه شب ۱۵ تیر ۹۶ , ۱۴:۲۴
ای جانم ^_^ چه فنچولایی ^_^

عاقا من که دستان خالی رو می خونم! :/

واسه منن^_^


عاقا مرسی عاقا

دچـــــ ـــــار ۱۵ تیر ۹۶ , ۱۶:۰۹
ما میخونیمش ولی حرفی نداریم خب...

+ یه مشکل! :)

خب بلاخره من باید بفهمم مفیدنیست خوبه بده:-(

حسان علی آبادی ۱۵ تیر ۹۶ , ۱۷:۱۵
قشنگ بود ممنون

خواهش میکنم.شکر

گل بهار .. ۱۵ تیر ۹۶ , ۱۷:۲۹
قطعا تو وقت از ته دلت بنویس خواننده ها خودشون جذب میشن :) 
خیلی ها هم میخونن ولی نظر نمیزارن :) 

خب هست

ازکجا بفهمم مطلب خوب بوده باعث رشد یا تاثیریا یه ذره فکر شده:-(

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از blog بیان