اولین باره که..

اولین باره که دارم برات مینویسم..
شاید چون این اولین باره شجاعتشو پیدا کردم..
که بگم دختری مثل من که از نظر خیلی ها در مورد عشق و علاقه کوه یخه، هواتو...


نمیدونم الان کجایی!سرکاری؟درس میخونی؟یا مثل من زده به سرت؟
نمیدونم چه شکلی هستی یا اسمت چیه،
ولی میدونم  دلم برات...


نمیدونم کی میبینمت،نمیدونم کی توی همین اتاق میشینی روبه روم و با لبخند نگام میکنی..
و منی که تصمیم گرفتم دیگه برگه دستم نگیرم یه نفس همه شرایطمو بگم تا چیزی از یادم نره..
و آخرش که نفس کم آوردم با اضطراب نفسمو بدم بیرون و با لبخند دلنشینت ناخودآگاه لبخند بزنم و بگم:حالا شما بفرمائید.
که تو بگی وبگی و من هول بپرم وسط حرفت و بگم راستی اینم میخواستم بگم که..
و تویی که حالا خندت گرفته گرم تر از قبل پذیرای چشمام باشی،


نمیدونم کی اونروز میاد که  منتظرم بیای یا شمارتو بگیرم بعد سلامت عین بچه های ذوق زده با هیجان از زمین و اسمون و ستاره هاش بگم برات ..
نمیدونم کی میاد اونروز که توی آیینه خودمو نگاه کنم و ذوق کنم...دل تو دلم نباشه که بیایی و برق عشق و تحسین نگاهت،لبخند همیشه گرمت دلمو زیر و رو کنه.


نمیدونم کی میرسیم به هم..
اما حالا عمیق تر از وقتی که خواستم برات بنویسم،دلتنگتم..


۱۴ Like :)
اگر زده بود به سرش که الان اومده بود :)
این چندمین پست عاشقانه است که امروز میخونم رحم کنید به بچه های بیان!

ولی از شوخی گذشته مرد خوشبختی خواهد بود :)

احتمالا هنوز همو ندیدیم..


:)

محسن رحمانی ۰۹ آذر ۹۷ , ۲۰:۱۷
به سلامتی عاشق شدین؟
لباس بدوزیم؟

حالا طرف کی هست؟  :دییییییییی

یعنی من با گیوتین شما رو به دیار باقی نفرستمتون خیلی حرفه!:|

به دلم موند یه پست درست بخونین بعد نظر بدید

نه هنوز!بخونید دوباره:|

مِلوچِک . ۰۹ آذر ۹۷ , ۲۰:۲۵
دلتنگی را فقط باید نوشت:)

اوهوم:)

محسن رحمانی ۰۹ آذر ۹۷ , ۲۰:۳۱
یا خدا چه خشنید شما.
بابا دارم شوخی میکنم.

آرهههه.در وصف ماهیتابه من نشنیدید؟

حامد سپهر ۰۹ آذر ۹۷ , ۲۰:۳۸
همین شجاعت خیلی خوبه:)

:)

دیوانه ... ۰۹ آذر ۹۷ , ۲۰:۴۰
ای بابا حالا من چی بپوشم
چرااا خبر نمیکنین آدمو
دهععع

گگگگ

تو با کاپشن بیا اصلا:|

سراسر گنگ ۰۹ آذر ۹۷ , ۲۱:۱۶
از این نوعش خونده بودم اما اینکه خودتونو در جلسه ی خواستگاری مجسم کردید بدیع بود .
به نظر می رسه باید پست نه به ازدواج رو که هی عقب میندازم رو زودتر بنویسم

خب؟

ان شاءالله به زودی زود مییاد:))

ان شاءالله به وقتش،که وقتشم همبن زودیا باشه😉

ان شاءالله ان شاءالله عشق پاک قسمتتون :))

ممنون:)ان شاءالله

محسن رحمانی ۰۹ آذر ۹۷ , ۲۱:۳۹
چرا اتفاقا شنیدم وکادوتونم که مایتابه بوده دیدم :دیییییییییییییی

خوبه پس حواستون باشه!😒

انشالله خوشبخت بشین😊
دعا میکنم در یک زمان مناسب، یک شخص مناسب به درست ترین حالت ممکن وارد زندگیتون بشه🙂

ان شاءالله:)

سپاس

آشنای غریب ۱۰ آذر ۹۷ , ۰۱:۴۸
اتاقشم تعیین کردین ، خوبه :-)

خب اتاق خودم

مهرناز .ج ۱۰ آذر ۹۷ , ۰۴:۱۲
اگه هنوز نیومده یعنی هنوز زمانش نشده
همچنان همینجوری دوسش داشته باش تا زمانش برسه. فراموشش نکن

آره:)



بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید

یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن !

با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پیش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !

اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب نالة تلخی زد و بگریخت !
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم

رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم !
بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

مرحوم فریدون مشیری

بی تو مهتاب کجا ؟
کوچه کجا ؟
شعر کجا ؟
بی تو ...
از باقی این عمر گذشتم ...

محمد ابراهیم گرجی

بنشین
مــــرو
که در دلِ شب، در پناه ماه
خوش تر ز حرفِ
عشــق و
سکــوت و
نـگاه نیست


گزیده ای از اشعار فریدون مشیری

:)

از در درآمدی و من از خود به در شدم

گفتی کز این جهان به جهان دگر شدم

گوشم به راه تا که خبر می‌دهد ز دوست

صاحب خبر بیامد و من بی‌خبر شدم

چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب

مهرم به جان رسید و به عیوق بر شدم

گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق

ساکن شود بدیدم و مشتاق‌تر شدم

دستم نداد قوت رفتن به پیش یار

چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم

تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم

از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم

من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت

کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم

بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان

مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم

او را خود التفات نبودش به صید من

من خویشتن اسیر کمند نظر شدم

گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد

اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم



#سعدی 

ممنون واران:)

حسین صادقی ۱۰ آذر ۹۷ , ۱۰:۲۳
خوب بود.

بله..

ایشالا هرچه زودتر قدم رنجه کنن ایشون :)



ان شاءالله:)

نگار جهانشاهی ۱۱ آذر ۹۷ , ۱۷:۱۳
خیلی خوب بود

ممنون:)

اپیزود داستان های مکالمه ای ۱۲ آذر ۹۷ , ۱۶:۳۱
با اپیزود داستان های مکامه ای بخون :))))

:|چیو با اون بخونم؟🤔

صبورا کرمی🦄 ۱۲ آذر ۹۷ , ۱۷:۵۴
چه عجله ایه حالا؟ 🤔

:|

صبورا من؟:|
صبورا تو حرف از عجله بزنی من دیکه حرفی ندارم😑😑😐

صبورا کرمی🦄 ۱۲ آذر ۹۷ , ۱۸:۳۵
والا اخه فکر میکنید چه خبره ؟؟!!!
چند وقته هی اینجور پست ها رو تو وب های مختلف میخونم. 
بعدم من از سر اجبار ازدواج کردم :/ 
ای خدا...

خب بقیه به من چه:|


بعدم ننوشتم عجله  دارم از حسی که یهو پیدا کردم نوشتم:)
الانم بیادا تا دوسال دیگه خبری نمیشه:))

صبورا کرمی🦄 ۱۲ آذر ۹۷ , ۱۸:۵۵
حال و اگه عجله داری مس فروشه رو بگم بیاد 😂

اتفاقا هفته پیش اونجا بودم😂😂

شُعَرا دات بلاگ دات آی آر ۲۶ آذر ۹۷ , ۱۹:۱۴
ببخشید نظر میدم و دخالت به حساب میاد جسارتا اگر نمیدونه بهش بگو  یا بفهمون بلکه بفهمی میخوادت یا نه و تکلیف خودت رو بدونی و توی ذهنت هم خیالات نکنی.

نه خواهش میکنم:)

ولی همچین ادمی هنوز تو زندگیم نیست،

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از blog بیان